در حالی که اقتصاد ایران با تورم شدید و سقوط ارزش پول ملی در شدیدترین بحران خود در تاریخ معاصر فرو رفته است، مردم ایران بار دیگر به خیابانها آمدهاند.
خشم آنها تنها ناشی از جیبهای خالی و قیمتهای سرسامآورنیست. بلکه از نفرتی عمیق نسبت به سیاست چندین دههای رژیم در سرازیر کردن میلیاردها دلار از ثروت ملی به ماجراجوییهای خارجی، حمایت از دیکتاتورها و شبهنظامیان نیابتی می باشد. در حالیکه شهروندان خود در فقر فرو میروند.
سقوط اخیر رژیم اسد در سوریه، که یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی ایران بود، تنها خشم عمومی را نسبت به این منابع بر باد رفته افزایش داده است.
سیاست خارجی
سالهاست که جمهوری اسلامی مداخلات پرهزینه خارجی خود را به عنوان بخشی حیاتی از «محور مقاومت» توجیه کرده است. میلیاردها دلار به متحدان خود در سراسر منطقه و فراتر از آن سرازیر شده است. این شامل حمایت گسترده مالی و نظامی برای حفظ قدرت بشار اسد در سوریه. تأمین مالی گسترده برای حزبالله در لبنان و شریانهای اقتصادی برای دولت ونزوئلا میشود.
وزارت امور خارجه ایالات متحده تخمین زده است که رژیم ایران تنها بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۰ بیش از ۱۶ میلیارد دلار برای حمایت از رژیم بشار اسد و دیگر نیروهای نیابتی خود هزینه کرده است.
این ولخرجیهای خارجی در تضاد کامل با واقعیت تلخ داخل کشور است. ریال ایران به پایینترین سطح خود سقوط کرده. کالاهای اساسی و حتی مواد غذایی اولیه مانند گوشت و لبنیات را برای بسیاری غیرقابل دسترس کرده است.
شعارهای معترضان به وضوح این سرخوردگی را نشان میدهد. شعارهایی مانند «سفره ما خالیه» و شعار صریحاً سیاسی «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به شعارهای رایج در تظاهرات تبدیل شدهاند.
اعتراضات جاری
ناآرامیها و تظاهرات گسترده، از بازاریان گرفته تا دانشجویان، چالشی مستقیم برای اولویتهای دولت است.
استراتژی سود دهی این سرمایهگذاریهای عظیم اکنون توسط همان مردمی که هزینه آن را پرداختهاند زیر سؤال رفته است. بارزترین نمونه کشور سوریه است. که پس از سالها هزینه هنگفت مالی و انسانی که رژیم ایران برای دیکتاتوری اسد در آن کشور کرد، سقوط کرده و عملاً سرمایهگذاری اصلی ژئوپلیتیکی تهران را از بین برد.
در همین حال، حمایت رژیم از نیکلاس مادورو در ونزوئلا خزانهی دولت را خالی کرد و سود قابل توجهی برای مردم ایران نداشت. در لبنان، تأمین مالی حزبالله تنها یک نیروی نیابتی را قدرتمند کرده اما هیچ کاری برای کاهش ناامیدی اقتصادی در داخل ایران انجام نداده است.
اعتراضات جاری چیزی فراتر از یک واکنش به مشکلات اقتصادی است؛ اینها پاسخی بر یک سیاست ورشکسته است. مردم ایران علیه دولتی تظاهرات میکنند که همواره گسترش ایدئولوژیک در خارج را بر رفاه شهروندان خود در داخل ترجیح داده. با سقوط متحدان کلیدی مانند نیکلاس مادورو، بشار اسد و حسن نصرالله، به طرز دردناکی آشکار شده است. ثروت ملت بخاطر پروژههای شکستخورده و دیکتاتورهای سرنگونشده به هدر رفته و برای مردم ایران اقتصادی در حال فروپاشی و آیندهای بر باد رفته به ارث گذاشته است.
