بهرام بیضایی، کارگردان، نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس، پژوهشگر و یکی از برجستهترین چهرههای سینما و تئاتر ایران، در روز پنجم دیماه ۱۴۰۴ (۲۶ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی)، همزمان با هشتاد و هفتمین زادروز خود، در آمریکا درگذشت.
بهرام بیضایی، نه صرفا یک نام در سینما و هنرهای نمایشی ایران، که یک «نهاد فرهنگی» تکنفره است. او را میتوان جدا از کارگردان، نویسنده یا پژوهشگر، فرهنگبانی خواند که در جستوجوی هویت ایرانی و زبان فارسی، به بازخوانی گذشته میپرداخت و در تاریخ و فرهنگ کاوش میکرد.
او در زمانهای که حافظه تاریخی جامعه رو به زوال بود، با تکیه بر پژوهشهای ژرف و خلاقیت بیمانندش، سبکی را ساخت که منحصربهفرد و یگانه بود.
بیضایی و نمایش
بهرام بیضایی در تئاتر، فرمی از نمایش را پایهگذاری کرد که پیش از آن بیسابقه بود. تئاتر او عمیقا سنتی و عمیقا مدرن است. او از فرمهای کهن نمایشی و آیینهایی مثل تعزیه، سیاهبازی، تخت حوضی و نقالی استفاده میکرد تا مفاهیمی مدرن را بهروی صحنه ببرد. آثار بیضایی گرچه اکثرا در زمان گذشته میگذشتند اما داستانهایی امروزی را روایت میکردند که در هرزمانی فهمیده میشوند. از جمله بیضایی در «مرگ یزدگرد» داستان انقلاب و شورش اجتماعی در پی ظلم را بازسازی میکند. خصوصا اینکه راویان او در جهان نمایش نه قدرتمندان که فرودستان و به حاشیهرفتهگان هستند. در نمایشنامه «آرش» و در آن پایان بینظیر، بیضایی به جامعهای میتازد که هنوز در انتظار رسیدن یک منجی برای رهاییست:
«آنک البرز؛ بلند است و سر به آسمان میساید. و ما در پای البرز به پای ایستادهایم؛ و در برابرمان دشمنانی از خون ما؛ با لبخندِ زشت. و من مردمی را میشناسم که هنوز میگویند: آرش بازخواهد گشت.»
از سوی دیگر زبان در تئاتر بیضایی، ابزاری است برای کندوکاو در ناخودآگاه جمعی. او با استفاده از زبان کهن و واژگانی که فراموش شدهاند، جهانی یکتا میآفریند. زبان در آثار بیضایی نه صرفا وسیلهای برای بیان که ابزاری نمایشیست و خود یکی از شخصیتهای تئاتر است.
بخش مهم و ماندگار زیست فرهنگی بهرام بیضایی، پژوهشهای اوست. آثار پژوهشی بیضایی نهتنها ریشههای آثار خودش را شکل دادند بلکه تاثیری بسیار مهم در نسلهای پس از او تا به امروز داشتهاند. کتاب «نمایش در ایران» هنوز هم پس از چندین دهه مهمترین اثر پژوهشی در تئاتر ایرانیست. بیضایی در زمانی که بسیاری معتقد بودند ایران پیش از برخورد با غرب تئاتر نداشته است، با تکیه بر اسناد و تحلیل آیینهایی چون تعزیه و خیمهشببازی، ثابت کرد که نمایش در تار و پود فرهنگ ایرانی تنیده شده است. همچنین بیضایی در کتاب دیگرش «هزارافسان کجاست؟» به ریشهیابی قصههای هزار و یک شب میپردازد و با رویکردی اسطورهشناختی، ردپای ایزدبانوان و الگوهای کهن ایرانی را در این داستانها دنبال میکند. بیضایی برخلاف پژوهشگران غربی از درون فرهنگ ایرانی، به تحلیل نمادها و نشانهها میپردازد.
بیضایی و سینما
سینمای بیضایی، سینمایی منحصربهفرد است. جهان سینمایی بیضایی گرچه امروزیتر و بهروزتر از جهان نمایشش است، اما از همان ریشهها برمیخیزد. برخی از آثار او مانند «مسافران» مستقیما از دل فرهنگ نمایشی ایرانی میآید. در این شاهکار سینمایی، ما با شکلی از فاصلهگذاری بهسبک تعزیه طرفیم و همزمان میزانسنها و بازیها ما را بهدل نمایشهای سنتی میبرند. تاکید بر فرم دایره و استفاده از نمادهایی مثل آینه، مسافران را تبدیل به فیلمی امروزی اما ریشهدار میکند.
با اینحال جهان سینمایی بیضایی بسیار گستردهتر است. او از نخستین کسانیست که در جمهوری اسلامی با فیلم «باشو غریبه کوچک»، فیلم ضدجنگ ساخت. آنهم در زمانی که کشتن و کشتهشدن در پروپاگاندای جمهوری اسلامی بزرگترین ارزش بود. باشو سالها در توقیف ماند و فقط پس از جنگ بود که اجازه اکران پیدا کرد.
بیضایی از امروز و نقد اجتماعی-سیاسی هم غافل نبوده است. فیلم درخشان «سگکشی» روایتیست از تاریخ جمهوری اسلامی. داستانی که از تمام تاریخ، از انقلاب، جنگ و دوران سازندگی عبور میکند و تباهی را نمایش میدهد.
بیضایی و قدرت زن
زن، در آثار بیضایی از مهمترین مولفههاست. در بیشتر آثار بیضایی خصوصا در سینما، زنان نقشی محوری دارند. پیش از آنکه زنان جنبشهای اجتماعی مهمی مانند خیزش زن، زندگی، آزادی را رهبری کنند، بیضایی در آثارش پیشگویانه قدرت زن ایرانی را تصویر کرده بود. سوسن تسلیمی در «مرگ یزدگرد» و «چریکه تارا» و مژده شمسایی در «مسافران» و «سگکشی» فقط چند نمونه از این نمایش قدرت هستند.
در جهان نمایشی بیضایی، زنان نه موجوداتی ضعیف، که پاسداران اصلی خرد و زمین هستند. زنان آثار او نمادی از تداوم زندگی در زمان هجوم ویرانی هستند. او با حذف نگاه ابزاری، زن را در جایگاه کنشگر اصلی قرار میدهد.
بیضایی و سانسور
نمیتوان از بیضایی گفت و از مقابله او با سانسور نگفت. بهرام بیضایی عاشق فرهنگ ایرانی و بزرگترین پاسدار این فرهنگ و زبان در جهان هنرهای نمایشی بود، اما همواره از سوی جمهوری اسلامی سانسور میشد. او بهاییزاده بود و از اینرو بیشتر از دیگران سانسور و سرکوب میشد. دلخوشی کوچک اینکه دستکم ۱۵سال آخر را در آرامش و در آمریکا و دانشگاه استنفورد کار کرد و حسرتی بسیار بزرگ که نتوانست آثارش را در ایران و برای مردم بهروی صحنه یا جلوی دوربین ببرد. بهرام بیضایی اما در آثارش پایان ظلم را بهروشنی دیده بود.
«شمایان – شمایید؛ ترسان از یکدیگر! و همیشه میدانید یکی جایی هست، که افتِ شما خیزِ وی است. آری – همیشه داسی هست که بدان ریشه شما بَر کنند!»
بازدیدها: ۱۰ بر اساس نظرسنجی جدید مرکز تحقیقات پیو، تقریبا سه چهارم نوجوانان آمریکایی میگویند وقتی تلفن همراه خود را ندارند، احساس شادی یا آرامش میکنند. در نظرسنجی که روز دوشنبه منتشر شد، پیو همچنین…
بازدیدها: ۵۵ پاپ فرانسیس به سادهزیستی معروف بود. او پس از انتخاب به مقام پاپی، بهجای نشستن بر تخت مخصوص، کنار سایر کاردینالها ایستاد. پاپ فرانسیس، نخستین رهبر اهل آمریکای لاتین کلیسای کاتولیک رم، صبح روز…
بازدیدها: ۶۲ بسیاری از افراد تصور میکنند که سبزیجات خام همیشه سالمتر از نوع پخته آنها هستند اما این تصور همیشه درست نیست. در برخی موارد پختن سبزیجات نهتنها باعث از بین رفتن مواد مغذی…