زبان مادری: سرمایه فرهنگی یا مایه نگرانی‌ سیاسی؟

" زبان مادری: سرمایه فرهنگی یا مایه نگرانی‌ سیاسی؟

در ایران به زبان‌های متعددی صحبت می‌شود و هر کدام بخش مهمی از هویت قومی و فرهنگی مردم را تشکیل می‌دهند. آیا زبان‌های محلی در ایران به عنوان سرمایه فرهنگی دیده می‌شوند یا نگرانی‌های امنیتی و سیاسی بر آنها سایه افکنده است؟

از ۲۶ سال پیش تاکنون روز ۲۱ فوریه (سوم اسفند) در سراسر جهان به عنوان روز جهانی “زبان مادری” شناخته و تلاش شده است. بدین وسیله توجه افکار عمومی به اهمیت این موضوع جلب شود.

یونسکو و زبان مادری

این روز نخستین بار در سال ۱۹۹۹ از سوی یونسکو اعلام شد و از سال ۲۰۰۰ در تقویم رسمی سازمان ملل گرامی داشته می‌شود. انتخاب ۲۱ فوریه نیز به رویداد سال ۱۹۵۲ در داکا بازمی‌گردد. جایی که دانشجویان برای به‌رسمیت شناختن زبان بنگالی در پاکستان آن زمان اعتراض کردند و چند تن از آنان کشته شدند. واقعه‌ای که بعدها در شکل‌گیری هویت ملی بنگلادش نقش مهمی ایفا کرد.

یونسکو موضوع “روز جهانی زبان مادری” در سال جاری را “صدای جوانان درباره آموزش چندزبانه” معرفی کرده. و با بیان اینکه “چشم‌انداز زبانی جهان در سال‌های اخیر دستخوش تغییرات عمیقی شده است” اعلام کرده است. «امروزه چندزبانی نه‌تنها به‌عنوان یک واقعیت اجتماعی، بلکه به‌عنوان ویژگی بنیادین انسان و رویکردی قدرتمند در آموزش شناخته می‌شود و جوانان در این تحول نقشی اساسی دارند. آنها با احیای زبان‌ها، تولید محتوای دیجیتال و بهره‌گیری از فناوری برای برجسته‌تر و ارزشمندتر ساختن تنوع زبانی، مشارکت می‌کنند.»

بر اساس گزارش‌های این نهاد، در جهانِ امروز حدود هفت هزار زبان وجود دارد و بخش قابل توجهی از آنها در “معرض خطر هستند.”

پژوهش‌های آموزشی نشان می‌دهد. آموزش ابتدایی به زبان مادری می‌تواند در بهبود سواد پایه، کاهش ترک تحصیل و تقویت اعتماد به نفس دانش‌آموزان نقش موثری داشته باشد.

رفع این شکاف نیز مستلزم سیاست‌ها و شیوه‌های آموزشی‌ای است که آموزش چندزبانه را در کانون خود قرار دهند. تا فراگیری، عدالت و یادگیری موثر برای همگان را ارتقا دهند

زبان و فرهنگ

کردوانی به دو علت در این باره اشاره دارد و به دویچه وله فارسی می گوید: «نخست، به‌این‌علت که هر زبانی حامل فرهنگ و ویژگی‌ها و میراث خاصِ خود است. وجود این همه فرهنگ و غنا و تنوع (ازهرجهت) زمانی که کنار یک‌‌دیگر در دادوستدی چند صدساله قرار می‌گیرند. نتیجه‌اش یاری رساندن به رشد هریک از آنان و گسترده شدن هرچه بیش‌تر فرهنگ و گستردگیِ فرهنگی و زبانی میهن ما است.»

این پژوهشگر و جامعه‌شناس با بیان اینکه “این زبان‌ها پیوندهایِ مشترکِ تاریخی انکارناپذیری با زبان‌های ایرانی باستان و میانه دارند” توضیح می دهد. «ازجمله، زبان لری که دارای واژگان پهلوی فراوانی‌ست. ازنظر ساختاری نیز پیوندی ژرف با زبان‌های دوران‌های ساسانی و اشکانی دارد. یا بسیاری از واژه‌های زبان فارسی میانه (پهلوی) که بدون تغییر یا با اندک تغییری در زبان کردی و گویش‌های مختلف آن وجود دارد. در زبان ترکی آذربایجانی هم طی قرن‌ها بسیاری از واژه‌های با ریشه‌ی زبان پهلوی وارد شده است.»

پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی نیز این هم‌پوشانی واژگانی و ساختاری را نتیجه همزیستی طولانی‌مدت اقوام در فلات ایران می‌دانند. این سخن را می‌توان به زبان‌های مازندرانی، گیلکی و دیگر زبان‌های ایرانی نیز بسط داد که بسیاری از آن‌ها بازمانده ویژگی‌های کهن زبان‌های ایرانی شمالی و شمال‌غربی‌اند.

مطالب بیشتر

سهم زبانها در رشد فرهنگ و توان‌گریِ زبانیِ

به اعتقاد این پژوهشگر “هیچ‌یک از این زبان‌ها نمی‌توانستند بدون این دادوستدِ چند قرنی و بدون زبان فارسی به این درجه از رشد خود برسند. بارآوری هریک از این زبان‌ها در رشد فرهنگ و توان‌گریِ زبانیِ کشور ما سهم به‌سزایی دارد.

کاظم کردوانی علتِ دوم ارزش‌مندی این گوناگونی زبانی ایران را در این واقعیت نهفته می داند که وجود و رواج این زبان‌های محلی در مرزهای ما با دیگر کشورهای همسایه می‌تواند یکی از عوامل مهم تفاهم و رشد رابطه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با همسایگان باشد. چنان‌که زبان کردی در ایران، عراق و ترکیه و زبان ترکی آذربایجانی در ایران و جمهوری آذربایجان نمونه‌هایی از این پیوندهای فرامرزی‌اند.

امنیتی شدن زبان در ایران

اما این تنوع زبان‌های محلی در ایران بیش از آنکه یک سرمایه فرهنگی محسوب شود، قسما منشا نگرانی‌های امنیتی و سیاسی شناخته می‌شود.

کردوانی معتقد است: «در دوران معاصر ایران نگرانی‌های امنیتی و سیاسی به این سرمایه‌ بی‌بدیلِ فرهنگی ما با برآمدن دوران رضا شاه سربرآورد و شکل گرفت. این امر هم حاصل نگاهِ ناسیونالیسمِ افراطی حکومت پهلوی اول و روشن‌فکران اندیشه‌ساز طرفدار آن در شکل‌دهی  مفهوم “ملت” و یک‌پارچگی ملی بود و هم حاصل دوران خاص دولت‌سازی‌های مدرن که در بسیاری از کشورها به شکل‌های گوناگون رواج داشت. شاید یکی از افراطی‌ترین شکل‌های آن در کشورِ همسایه‌ ما ترکیه روی داد که با بدترین نوع سرکوب‌ها هم‌راه بود و حتی تا سرباز زدن از به‌رسمیت شناختن مردم کرد آن دیار و “ترکان کوهی” خواندن آنان و منع صحبت به زبان کردی پیش رفتند.»

کردوانی، پژوهشگر و جامعه‌شناس می‌گوید، “در دوران پهلوی دوم نیز این سیاست نه به آن شدت اما در جوهره‌‌ خود با همان نگاه ادامه یافت. و امروز نیز این نگاه هم‌چنان درمیانِ نحله‌هایی از نیروهای سیاسی وجود دارد که شوربختانه بداندیشی برخی از جریان‌های قومی درخصوصِ آموزش زبان مادری و اندیشه‌ای که نهان و آشکار بیان می‌کنند، به این نگاه بدبینانه و ایران‌بربادده یاری می‌رسانند.»

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی نیز موضوع زبان‌های محلی وارد مرحله‌ای تازه شد. اگرچه قانون اساسی در اصل پانزدهم به امکان تدریس ادبیات زبان‌های محلی اشاره دارد. اما فضای امنیتی سال‌های نخست انقلاب، درگیری‌های مسلحانه در برخی مناطق قومی مانند کردستان و ترکمن‌صحرا و سپس جنگ ایران و عراق، سبب شد مطالبات قومی و زبانی در چارچوبی امنیتی دیده شوند.

چالش‌ها و محدودیت‌های آموزش زبان مادری در ایران

کردوانی همچنین “آموزش به زبان مادری” را “دام‌چاله‌ای” می داند که به‌جد باید از آن کناره گرفت. اما در کنار آن “آموزش زبان مادری” را حقی می داند که باید به‌رسمیت شناخت و به تحقق آن یاری رساند.

در عین حال، در ایران میان این دو مفهوم همواره محل اختلاف بوده است. به‌گونه‌ای که با وجود آزادی تدریس ادبیات زبان‌های محلی در کنار زبان فارسی، سازوکار اجرایی مشخص و فراگیر برای آموزش نظام‌مند این زبان‌ها در مدارس دولتی شکل نگرفته است.

اجرای محدود برخی واحدهای درسی زبان و ادبیات کردی و ترکی آذربایجانی در سال‌های اخیر عمدتا در سطح دانشگاه‌ها و به‌صورت اختیاری بوده. و هنوز به برنامه‌های درسی مدارس وارد نشده است.

در سال‌های اخیر فعالان مدنی حوزه زبان‌های محلی در مواردی با محدودیت در اخذ مجوز برای برگزاری همایش‌ها یا انتشار منابع آموزشی نیز مواجه شده‌اند. همچنین نبود برنامه درسی رسمی، کمبود معلم آموزش‌دیده و فقدان سیاست‌گذاری منسجم از چالش‌های عملی این حوزه است.

به همین دلیل، موضوع آموزش زبان مادری در ایران غالبا در تقاطع دو رویکرد قرار گرفته است. از یک سو تاکید رسمی بر وحدت ملی و زبان فارسی به‌عنوان زبان مشترک و بعضا تهدید دیدن تقویت و غنای زبان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها محلی و  از سوی دیگر مطالبات فرهنگی بخشی از شهروندان برای آموزش و رسمیت‌یافتن بیشتر زبان‌های محلی.

این دوگانه سبب شده است که مسئله زبان مادری در ایران، افزون بر جنبه فرهنگی و آموزشی، بار سیاسی و امنیتی نیز پیدا کند و همچنان محل مناقشه باقی بماند.

منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *