جمهوری اسلامی ایران، رژیمی که ادعای حمایت از مظلومان را دارد، به ریاکاری حیرتانگیزی متهم است که شهروندان خود را از نیازهای اولیه محروم میکند، در حالی که میلیونها دلار را به گروههای شبهنظامی خارجی اختصاص میدهد. در حالی که مردم ایران با یک سیستم بهداشتی فلجشده دست و پنجه نرم میکنند و حتی توانایی تأمین مراقبتهای پزشکی ابتدایی را ندارند، دولت آن مبالغ هنگفتی را به نیروهای نیابتی خود، حماس و حزبالله، اختصاص میدهد و به ارتکاب اعمال وحشیانه علیه تأسیسات پزشکی خود متهم است.
رویارویی رژیم با مردم ایران
نحوه برخورد رژیم با مردم ایران که در اعتراضات مجروح شدهاند و سعی در دریافت مراقبت در یک بیمارستان محلی دارند، در مقایسه با رفتارش برای درمان مزدوران خارجیش کاملا آشکار است. قابل فراموشی نیست که رژیم چطور با عجله هواپیماهایی پر از کادر پزشکی و متخصص را به لبنان فرستاد تا از اعضای مجروح حزب الله در طول جنگ لبنان حمایت پزشکی کنند، و همچنین بسیاری از مجروح حزب الله را به ایران بازگرداند تا توسط بهترین جراحان و متخصصان در ایران جراحی شوند.
این تضاد آشکار، تصویری تاریک از رژیمی را ترسیم میکند که هژمونی منطقهای و جنگ ایدئولوژیک را بر رفاه مردم خود ترجیح میدهد.
حمایت مالی رژیم از نیروهای نیابتی
حمایت مالی ایران از حماس و حزبالله موضوعی آشکار است و وزارت امور خارجه ایالات متحده تخمین میزند که ایران سالانه تا ۱۰۰ میلیون دلار به گروههای شبهنظامی فلسطینی، از جمله حماس، ارائه میدهد. برخی تخمینها کمک مالی سالانه ایران به حماس را تا ۳۵۰ میلیون دلار برآورد میکنند. حزبالله، دیگر نیروی نیابتی کلیدی ایران، گزارش شده که سالانه ۷۰۰ میلیون دلار از تهران دریافت میکند.
این جریان مالی که از طریق شبکهای تاریک از شرکتهای صوری، قاچاق پول نقد و معاملات ارز دیجیتال تسهیل میشود، شریان حیاتی این سازمانها است که فعالیتهای تروریستی آنها را ممکن میسازد و بیثباتی را در سراسر خاورمیانه تقویت میکند.
این حمایت تنها مالی نیست؛ بلکه شامل ارائه تسلیحات و آموزش برای شبهنظامیان نیز میشود که بخشی از استراتژی گستردهتر ایران برای نمایش قدرت، تضعیف دشمنان خود و مقابله با اسرائیل و ایالات متحده است.
سخاوت رژیم نسبت به نیروهای نیابتی خود در تضاد آشکار و بیرحمانهای با وضعیت بهداشت و درمان در داخل ایران قرار دارد.
بحران پزشکی
این کشور در چنگال یک بحران پزشکی شدید گرفتار است که با کمبود شدید داروهای ضروری و افزایش سرسامآور هزینههای درمان مشخص میشود. تصمیم دولت برای کاهش یارانههای تولید دارو، تولید داروهای داخلی را فلج کرده. در حالیکه بسیاری از ایرانیان را از دسترسی به داروهای ابتدایی مانند مسکنها و آنتیبیوتیکها محروم کرده است. این وضعیت ناامیدکنندهای ایجاد کرده که بخش بزرگی از جمعیت، از جمله سالمندان، مجبور به روی آوردن به روشهای خطرناک خوددرمانی شدهاند.
این بحران با خروج گسترده متخصصان بهداشت و درمان تشدید شده است. به طوری که تخمین زده میشود بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ حدود ۱۶ هزار پزشک به دلیل دستمزد پایین، شرایط کاری نامناسب و آزار و اذیت دولتی کشور را ترک کردهاند.
در حالی که مردم ایران از مراقبتهای پزشکی مناسب محروم هستند. ادعاهایی وجود دارد که رژیم بهترین درمانهای پزشکی را به تروریستهای حماس و حزبالله در ایران ارائه میدهد. این موضوع خشم عمیق ایرانیانی را نشان میدهد که احساس میکنند دولت آنها را به نفع متحدان خارجی خود رها کرده است.
بیتوجهی رژیم ایران به زندگی انسانها تنها به مردم خود محدود نمیشود. بلکه متهم به اعمال خشونت علیه همان نهادهایی است که برای حفظ زندگی طراحی شدهاند. گزارشهایی از حمله وحشیانه نیروهای جمهوری اسلامی به بیمارستانی در ایلام جنایتی جدی علیه بشریت را نشان میدهد. یورش به بخشهای بیمارستان، ضرب و شتم کارکنان پزشکی و استفاده از گاز اشکآور و گلولههای جنگی علیه مجروحان، همگی نقض آشکار قوانین بینالمللی هستند.
بر اساس کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی آنها، بیمارستانها و کارکنان پزشکی در زمان درگیری از حمایت ویژه برخوردارند.
آنها نباید مورد حمله قرار گیرند. هر عملیات نظامی در نزدیکی آنها باید تمام احتیاطهای لازم را برای حفظ بیماران و کارکنان پزشکی رعایت کند.
حمله به مراکز درمانی
حملات عمدی به بیمارستانها به عنوان جنایت جنگی شناخته میشود.
شورای امنیت سازمان ملل بارها چنین حملاتی را محکوم کرده و خواستار پاسخگویی عاملان آن شده است.
اصل روشن است: بیمارستانها پناهگاه هستند، نه میدان جنگ. هر رژیمی که آنها را به میدان جنگ تبدیل کند، بیتوجهی عمیق و وحشتناکی به ابتداییترین اصول شرافت انسانی و قوانین بینالمللی نشان میدهد.
اقدامات جمهوری اسلامی ایران، چه در تأمین مالی بیرویه تروریسم و چه در ارتکاب جنایات ادعایی در داخل، رژیمی را نشان میدهد که زندگی مردم خود را تحقیر میکند. در عین حال آتش درگیریها را در خارج از کشور شعلهور میسازد. جامعه بینالمللی باید تهران را به دلیل بیتوجهی آشکار به قوانین بینالمللی و خیانت غیرقابل قبول به مردم ایران پاسخگو کند.
