دو دهه تا انفجار آلزایمر در ایران

دو دهه تا انفجار آلزایمر در ایران


آلزایمر، فراتر از یک بیماری ساده، یک تخریب سیستماتیک در ساختار عصبی انسان است. این بیماری با انباشت پروتئین‌های غیرطبیعی در مغز شروع می‌شود و در نهایت منجر به مرگ سلول‌های عصبی و تحلیل بافت مغز می‌‌شود. اما با نگاهی به وضعیت این بیماری در سطح جهانی و ملی، متوجه می‌شویم که با یک بحران زیستی- اجتماعی روبه‌رو هستیم.

اپیدمی خاموش در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه


در سطح جهانی، آلزایمر به دلیل افزایش طول عمر، به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های قرن بیست و یکم تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی (WHO) و کنگره جهانی دمانس، در حال حاضر بیش از ۵۵ میلیون نفر در جهان مبتلا به دمانس هستند.

این رقم با سرعتی تکان‌دهنده در حال رشد است.
تحلیل‌های جهانی نشان می‌دهد که در کشورهای توسعه‌یافته، به دلیل دسترسی به پزشکی پیشرفته، افراد بیشتر عمر می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود درصد بیشتری از جمعیت به سن ابتلا به آلزایمر برسند.

اما در کشورهای در حال توسعه، مشکل دوچندان است؛ زیرا علاوه بر افزایش تعداد بیماران، زیرساخت‌های تشخیص زودهنگام وجود ندارد. رفرنس‌های علمی تأکید می‌کنند که اگر روند فعلی ادامه یابد، تا سال ۲۰۵۰ تعداد مبتلایان در جهان به ۱۳۹ میلیون نفر خواهد رسید که این یعنی فشار خردکننده‌ای بر سیستم‌های بهداشتی و اقتصادی کل کره زمین.
چرا ما ایرانی‌ها در معرض خطر هستیم؟
ایران در حال حاضر یکی از سریع‌ترین نرخ‌های سالمندی جمعیت در جهان دارد. ما با سرعتی در حال پیر شدن هستیم که نظام سلامت هنوز برای آن آماده نشده است. اما عوامل ابتلا به آلزایمر در ایران تنها به سن مربوط نمی‌شود؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل محیطی و ژنتیکی در این میان نقش دارند:

  • عوامل زیستی و ژنتیکی: در ایران، پیشینه خانوادگی و جهش‌های ژنتیکی نقش مهمی در شروع زودهنگام بیماری دارند.
  • عوامل محیطی و سبک زندگی: افزایش نرخ دیابت، فشار خون بالا و چاقی در جامعه ایران، از عوامل اصلی تخریب عروق مغزی است. کم‌تحرکی و تغذیه نامناسب در سال‌های میانسالی، زمینه‌ساز رشد دمانس در سال‌های سالمندی است.
  • آلودگی هوا و استرس‌های شهری: مطالعات نشان می‌دهند که قرارگیری در معرض ذرات معلق هوا در کلان‌شهرهایی مثل تهران، می‌تواند سرعت تحلیل بافت مغزی را افزایش دهد.

در ایران، پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که در دو دهه آینده، آمار مبتلایان به آلزایمر حدود دو برابر شود. این یعنی ما با یک بمب ساعتی روبه‌رو هستیم که اگر امروز برایش برنامه‌ریزی نکنیم، ۲۰ سال آینده با میلیون‌ها بیماری مواجه می‌شویم که هیچ مرکز تخصصی برای پذیرش آن‌ها وجود ندارد.

استراتژی مقابله با بحران


در این فضای پرچالش، دکتر سید سجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت در مورد آلزایمر، روی دو محور اصلی متمرکز است: «زمان» و «حمایت از مراقب».

رضوی با تکیه بر شعارهای جهانی، بر لزوم توجه به «فرصت طلایی» تأکید می‌کند. فرصت طلایی یعنی تشخیص در لحظاتی که تخریب مغز هنوز کامل نشده است. او معتقد است تشخیص زودهنگام، تنها راهی است که می‌توان با مداخلات دارویی و تغییر سبک زندگی، روند بیماری را کند کرد. اما چالش اصلی در ایران این است که جامعه ما، فراموشی‌های سالمندان را طبیعی می‌بیند. وقتی خانواده‌ها علائم اولیه را نادیده می‌گیرند، در واقع فرصت طلایی درمان را نابود می‌کنند.

نکته مهم در تحلیل رضوی، شناسایی «بیمار دوم» است. او هشدار می‌دهد که در آلزایمر، ما با دو بیمار روبه‌رو هستیم؛ یکی فرد مبتلا و دیگری خانواده‌ای که تمام زندگی‌اش را وقف مراقبت از او کرده است. ۸۰درصد بار مراقبتی در ایران بر دوش خانواده‌هاست. این یعنی فرزندان و همسران بیماران، دچار فرسودگی روانی می‌شوند. رضوی صراحتاً می‌گوید که حمایت از بیمار بدون حمایت از خانواده، یک توهم است. او بر لزوم کاهش فشار اقتصادی و استرس خانواده‌ها تأکید می‌کند، زیرا بدون این حمایت، کیفیت زندگی بیمار هم به شدت افت می‌کند.

مطالب بیشتر

زمان، تنها دارایی ماست


آلزایمر در ایران، ترکیبی از پیر شدن سریع جمعیت و نبود زیرساخت‌های حمایتی است. وقتی به هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این بیماری تنها یک مشکل پزشکی نیست، بلکه یک بحران اقتصادی است. هزینه درمان و مراقبت از یک بیمار آلزایمر در مراحل پیشرفته، برای یک خانواده متوسط ایرانی غیرقابل تحمل است.

بنابراین، برای عبور از این وضعیت، ایران به یک سرمایه‌گذاری در تشخیص نیاز دارد. ما باید از مدل «درمان در مراحل نهایی» به مدل «پیش‌بینی و پیشگیری در میانسالی» حرکت کنیم. آمادگی نظام سلامت برای دو برابر شدن آمار بیماران در ۲۰ سال آینده، یعنی ساخت مراکز روزانه، آموزش مراقبان خانگی و ترویج فرهنگ تشخیص زودهنگام.

در نهایت، نظرات دکتر رضوی، زنگ خطری است برای اینکه بفهمیم زمان در این بیماری، ارزشمندترین دارایی ماست. اگر بتوانیم زنجیره «سالمندی، نادیده گرفتن علائ ، تشخیص دیر هنگام و فروپاشی خانواده» را بشکنیم و به جای آن مسیر «غربالگری‌، تشخیص زودهنگام‌، حمایت از مراقب و مدیریت بیماری» را جایگزین کنیم، می‌توانیم از این تراژدی ملی عبور کنیم.

منبع خبر

💬0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *