طی چند دهه اخیر اقتصاد ایران در سراشیبی فروپاشی قرار گرفته و وارد چرخه ای عقیم از ناکآرامدی مزمن شده است. جرخه ای که در آن تورم بالای هشتاد درصدی، سقوط ارزش پولی ملی، رکود تورمی و فرارر سرمایه به پدیده ای پایدار تبدیل شده است. بطوریکه طبقه متوسط از بین رفته دهکهای پایین جامعه نیز با گرسنگی زیر خط فقر دست وپنچه نرم می کند. نهادهای بین المللی و پژوهشگران اقتصادی از نقش سپاه پاسداران بعنوان یکی از مهمترین متغییرها در فروپاشی ساختار اقتصادی ایران یاد می کنند.
از نهاد نظامی تا امپراطوری اقتصادی
از اوایل ۱۳۷۰ سپاه پاسداران با استفاده از نفوذ سیاسی و امنیتی خود کنترل بخش های کلیدی اقتصاد کشور را در دست گرفت. البته باید یادآوری کرد که در واگذاری شرکتهای دولتی به سپاه پاسداران، خامنه ای رهبرپیشین ایران نقش بسزایی داشت. وی با استفاده از اصل ۴۴ قانون اساسی تحت نام خصوصی سازی و بدون مناقصه بیشتر شرکتهای دولتی را به سپاه پاسداران و شرکت های وابسته واگذار کرد. بعضی از شرکتهای دولتی بصورت تهاتری در ازای اجرا پروژه های فرضی و خیالی در اختیار سپاه قرار گرفت.
قرارگاه خاتم النبیا و بازوهای اقتصادی و ابسته به آن همه بخش های اقتصادی اعم از پروژه های عظیم نفتی – گازی، پتروشیمی، مخابراتی،عمرانی، درمانی، حمل ونقل وغیره را تصاحب کرده است.بطوریکه بنا به برخی برآوردها یک سوم تا ۶۵ تولید ناخالص کشور در اختیار سپاه و نهادهای رهبری می باشد. همه این فعالیت های اقتصادی خارج از محدوده مالیاتی و بدون رقابت و نظارت بوده است.
اقتصاد انحصاری و حذف رقیبان
سپاه پاسداران علاوه بر هویت نظامی دارای یک تشکیلات موازی با وزارت اطلاعات بنام اطلاعات سپاه و شبکه های گسترده از رسانه ها را در اختیار دارد. با استفاده از این اهرم های قدرت با تهدید های امنیتی و شانتاژ بیشتر رقیبان خارجی و داخلی را از صحنه بیرون راند. این انحصار افسار گسیخته همراه با قدرت موجب کاهش بهروری، حذف رقابت سالم و تضعیف شرکت های خصوصی را بهمراه داشته است. البته نتیجه دیگر افتصاد انحصاری، رشد مافیای اداری و ایجاد طبقه ای از رانت خواران وابسته به سپاه در سطح جامعه شده است.
حضور یک نهاد نظامی تفنگ به دست در بخش اقتصاد کلان، فعالیت های سرمایه گذاری را بی ثبات می کند. بطوریکه بر اساس داده های صندوق بین المللی ایران در یک ده گذشته یکی از بالاترین خروج سرمایه را تجربه کرده است.
فعالیتهای سپاه تنها به کنترل اقتصاد محدود نبوده است. سیاستگذاران سپاه همواره به دنبال توسعه طلبی بوده است. آنها برای رسیدن به اهداف خود توسعه برنامه های هسته ای ، موشکی و حمایت از گروه های نیابتی را در راس برنامه خود قرار داده اند. این امر هم تحریم های بین المللی را به همراه داشته و باعث انزوا و گسستگی ایران از اقتصاد جهان شده است.
تبعات حضور سپاه در اقتصاد
حضور سپاه در عرصه اقتصاد باعث ایجاد فساد سیستماتیک، رانت خواری،ناکارامدی، نابرابری احتماعی و تضعیف نهادهای مدنی شده است. بطوریکه دولت توان سیاستگذاری مستقل را ندارد و بخش های کوچکی از اقتصاد را کنترل می کند. این امر نه تنها در اقتصاد بلکه در سیاست نیز بوضوح قابل مشاهده است. سپاه، حیات سیاسی، امنیتی و اقتصادی را زیر سیطره خود قرار داده ومنابع کشور را درجهت حمایت از گروهای تروریستی واجرای سیاست های ماجراجویانه و مداخله گرانه خود در امور کشورهای منطقه به هدر می دهد.
جنگ امروز هم نتیجه همین سیاست ها است. اکنون که یک ماه از جنگ جاری بین آمریکا- اسرائیل و ایران می گذرد، سپاه بخاطر حفظ قدرت وسلطه خود، کشور در یک راه برگشت ناپذیر قرار داده است. بطوریکه بر اساس گزارش سازمان ملل متحد جنگ در ایران باعث جهش ناگهانی ۴ درصدی نرخ بیکاری و فقر شده است. از طرف دیگر به دلیل نبود مواد اولیه و فروپاشی زنجیره تامین اقتصاد ایران وارد مرحله بحرانی « قحطی صنعتی» شده است
