اقتصاد ایران در بن‌بست!

اقتصاد ایران در بن‌بست!

اقتصاد ایران امروز در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ بحرانی که نه تنها محصول تحریم‌ها و فشارهای خارجی است، بلکه نتیجه سال‌ها سوء مدیریت، فساد ساختاری، اقتصادی انحصاری نظامیان بر بخش‌های مهم اقتصادی و درآمدزای کشور است. به طوری که ۶۵ درصد منابع کشور تحت کنترل سپاه پاسداران و نهادهای رهبری بوده که فراقانونی عمل کرده و بحران‌زا هستند.

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این بحران، انباشت بدهی‌های شرکت ملی نفت و سایر نهادهای دولتی به صندوق توسعه ملی است. بنا به گفته رضا محمدی، معاون سرمایه‌گذاری صندوق توسعه، این صندوق بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار از دولت و بیش از ۱۷ میلیارد دلار از شرکت ملی نفت مطالبه داشته که نهادهای مربوطه عملاً از پرداخت آن عاجز هستند. این حجم از بدهی معادل ۴۲ درصد تولید ناخالص داخلی کشور است.

مطالبات صندوق توسعه ملی

صندوق توسعه ملی با هدف ذخیره بخشی از درآمدهای نفتی برای تقویت بخش‌های خصوصی ایجاد شد. اما عملاً این منابع در اختیار دولت یا بخش خصوصی سازمان‌های مرتبط با نهادهای نظامی و بیت رهبری قرار گرفت. سیاست‌های تنش‌زا و توسعه‌طلبی‌های سیاسی-نظامی جمهوری اسلامی، تحریم بین‌المللی را بر کشور تحمیل کرده است؛ از این رو شرکت ملی نفت متوسل به فروش‌های غیرشفاف، تخفیف‌های سنگین برای جذب مشتریان ریسک‌پذیر و استفاده از شبکه‌های واسطه‌ای در شرق آسیا و خلیج فارس شده و به جای درآمد، بدهی تولید کرده است.

نتایج سیاست تقابل

در ماه‌های اخیر، تقابل با آمریکا کشور را در آچمز قرار داده که نتایج بحرانی آن هر روز خود را به طور بارز نشان می‌دهد. به طوری که رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی به افت شدید و یا به صفر رسیدن درآمدهای نفتی و خالی بودن دست دولت به خاطر محاصره دریایی و فشارهای خارجی اعتراف کرده و در مورد پیامدهای اقتصادی آن هشدار داده‌اند.

محاصره دریایی بنادر ایران توسط ارتش آمریکا، شریان‌های اقتصادی کشور را هدف قرار داده و اقتصاد بحرانی کشور را به نقطه “خفگی اقتصادی” رسانده است. چرا که حدود ۸۰ درصد تجارت ایران از طریق بنادر جنوبی ایران صورت می‌گیرد. محاصره دریایی صادرات و واردات را با اختلال بزرگی مواجه کرده است. به طوری که تورم نقطه به نقطه در بخش صنعت به ۱۰۹، فرآورده‌های لاستیکی و پلاستیکی۱۶۳.۴، محصولات غذایی۱۳۸.۸ و مواد شیمیایی به ۱۲۹ درصد رسیده است. باید یادآوری نمود که گزارش‌های میدانی رقم‌های بالاتری را نشان می‌دهند و تورم سالانه به بالای ۷۲ درصد رسیده است.

عملیات انزوای اقتصادی

در کنار این بحران، فشارهای ایالات متحده طی روزهای اخیر شدت بی‌سابقه‌ای یافته است. واشنگتن با اعمال بسته‌های جدید تحریمی، شبکه‌های مالی و نفتی ایران را هدف قرار داده و مسیرهای دور زدن تحریم‌ها را تقریباً مسدود کرده است. این فشارها نه تنها صادرات نفت ایران را به صفر رسانده، بلکه دسترسی کشور به منابع ارزی را به شدت محدود کرده است. در این راستا، وزیر خزانه‌داری آمریکا روز دوشنبه “عملیات انزوا و یا طرد اقتصادی” و تحریم برای قطع تمامی شریان‌های اقتصادی حامی ایران را آغازکرده وبا گسترش دامنه تحریم‌های ثانویه، همه بخش‌های حیاتی اقتصاد ایران از جمله دارایی‌های دیجیتال، بخش فناوری و تکنولوژی، طلا و فلزات گرانبها، صنعت هوانوردی و حمل و نقل دریایی را مورد هدف قرار داده است.

انزوای اقتصادی فقط به آمریکا محدود نمی شود. در همین جهت امارات متحده عربی که سال‌ها یکی از مهم‌ترین مسیرهای مالی ایران بود و به نوعی کانال پولشویی سپاه پاسداران محسوب می‌شد. در اقدامی کم‌سابقه، تقریباً تمامی تراکنش‌های مرتبط با ایران را مسدود یا تعلیق کرده است. بر اساس آمار تجارت جهانی، امارات پس از چین دومین شریک تجاری ایران بوده و بزرگترین مبداء واردات آن می‌باشد. این تصمیم تجارت خارجی ایران را فلج کرده، انتقال پول، خرید کالا و فعالیت شرکت‌های ایران را با مشکل بزرگی مواجه ساخته است.

نیاز مبرم به عقلانیت

در چنین شرایطی، اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگر نیازمند تصمیم‌گیری واحد، عقلانی و مبتنی بر واقعیت اقتصادی است. واقعیت تلخ این است که در سطح حاکمیت دو رویکرد کاملاً متفاوت وجود دارد. از یک سو، جریان‌های نزدیک به رئیس جمهور و قالیباف بر روی کاهش تنش‌ها و بازگشت به میز مذاکره و به دنبال پایان دادن به تنش‌ها با آمریکا هستند. اما در سوی دیگر، فرماندهان سپاه با تکیه بر گفتمان “مقاومت” بر ادامه مسیر تقابل اصرار دارند. مشکل اینجاست که این رویکرد هیچ توجهی به واقعیت‌های اقتصادی ندارد. تنها به دنبال حفظ اقتدار و منافع خود هستند و تا کنون با اصرار بر این رویکرد، هزینه سنگینی بر دوش مردم تحمیل کرده‌اند.


در این شرایط بحرانی، اقتصاد ایران در نقطه ای ایستاده که دو راه کاملاً متفاوت پیش روی آن قرار دارد: حرکت بسوی عقلانیت، تنش زدایی،بازگشت به تعاملات جهانی و نجات اقتصاد، یا ادامه مسیر تقابل و ماجراجویی که پیامد های آن می تواند کشور را در یک مسیر ویرانگر وغیر قابل برگشت قرار دهد.

مطالب بیشتر

💬0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *