بحران هویت و مشروعیت در تعامل با جهان

بحران هویت و مشروعیت در تعامل با جهان

در پی امضای تفاهم نامه بین ایران و آمریکا در 28 خرداد، صف کشی های سیاسی در خصوص تفاهم و مفاد توافق به حد بالای خود رسید. بطوریکه خط ونشان گروههای سیاسی مختلف به رسانه های اجتماعی راه یافته و شکاف‌های عمیق در میان سیاستمداران، مذاکره‌کنندگان و تندرویان سپاه پاسداران بر سر تعامل با جهان و چگونگی ادامه دادن به نظام حاکم، ایران را به نقطه‌ای بحرانی رسانده است. این در حالی که کشور با مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دست و پنجه نرم می‌کند. اختلافات درونی بر سر چگونگی تعامل با جهان و حل بحران‌ها به یک چالش جدی تبدیل شده است.

اختلاف در نحوه تعامل

یکی از مهم‌ترین مسائل مورد اختلاف میان تندروهای سپاه و حامیان دیپلماسی نحوه تعامل در باره توافق و مذاکره با آمریکا و میزان عقب نشینی از مواضع جمهوری اسلامی در قبال برنامه هسته ای، مدیریت تنگه هرمز، آزادی داراییها ، تداوم حمایت از نیروهای نیابتی و نحوه برخورد با تنشهای منطقه ای است. با وجود اینکه این توافقنامه می‌توانست به بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش تنش‌ها کمک کند. اما تندروهای سپاه هر گونه تخطی از مواضع را شکست تفسیر کرده و نتایج آن را از دست دادن حاکمیت طویل المدت خود بر کشور تلقی می کنند.

از اینرو این گروه با ترفندهای مختلف از جمله حمله به کشتی های باری، حمله به کشورهای همسایه و ایجاد اختلال در تنگه هرمز در راه رسیدن به توافق مانع تراشی کرده اند. این گروه بارها با نقض آتش بس حاصل تلاش های دیپلماتیک دولت و گروههای میانه رو را تحت الشعاع سیاستهای تهاجمی خود قرار داده اند.


تعامل سازنده با جهان و برگشت به عقلانیت و رعایت موازین بین المللی تنها راه خروج کشوراز بحران موجود می باشد. تحلیلگران تداوم این چند دستگی را بعنوان مانع جدی در بهره گیری از فرصت های دیپلماتیک ارزیابی می کنند. بدو ن شک دود این اختلاف بر جشمان مردم ایران و فشارهای اقتصادی و سیاسی مضاعف و باری فراتر از تحمل بر روی دوش مردم می گذارد.

غیبت معنی دار مجتبی

در این میان غیبت مجتبی خامنه ای در مراسم عمومی از زمان آغاز رهبری او، بویژه در آیین تشییع جنازه پدرش گمانه زنی های بسیاری از در باره وضعیت جسمانی او ونحوه حکمرانی وی و چالش در مشروعیت واقتدار در محافل سیاسی خارجی وداخلی ایجاد کرده است. از جمله برخی گمانه‌زنی‌ها در مورد تصمیم‌گیری‌های تندروهای سپاه پاسداران به نام او یا با استفاده از نام او مطرح مبشود. در صورت صحت، می‌تواند به این معنی باشد که تصمیمات حساس و سرنوشت‌ساز بدون نظارت مستقیم رهبر و بر اساس منافع شخصی و گروهی گرفته می‌شود.

مردم ایران گروگان سپاه

در این شرایط، سپاه پاسداران با اقداماتی که انجام می‌دهد، نه تنها به نفع منافع ملی ایران عمل نمی‌کند، بلکه با رفتارهای غیرمسئولانه خود، مردم ایران را در معرض خطرات بیشتری قرار می‌دهد. اقتصاد ایران که از قبل در وضعیت نامناسبی قرار دارد، با این اقدامات بیشتر تحت فشار قرار گرفته و مردم را با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرده است. افزایش تورم، بیکاری و فقر، قطع برق برنامه ریزی شده همراه با سرکوب آزادی‌های فردی و اجتماعی، شرایط را برای مردم ایران به شدت دشوار کرده است.


سپاه با استفاده از قدرت نظامی و امنیتی خود با مردم ایران به گروگان گرفته است. این شرایط باعث شده تا مردم ایران نتوانند به راحتی به حقوق اولیه خود دسترسی پیدا کنند. در نتیجه، اعتماد به نفس و امید به آینده در بین مردم کاهش یافته است.
به نظر می‌رسد که ادامه این روند نه تنها به نفع ایران نیست، بلکه می‌تواند به افزایش انزوای کشور و تشدید مشکلات اقتصادی و سیاسی بینجامد. لازم است که تصمیم‌گیران ایران با در نظر گرفتن منافع ملی و شرایط موجود، به دنبال راه‌حل‌هایی برای برون‌رفت از این بحران باشند و از اقداماتی که به زیان مردم و کشور است، خودداری کنند. این راه‌حل‌ها می‌تواند شامل تعامل سازنده با جهان، کاهش تنش‌ها، و تمرکز بر حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم باشد.

ضرورت تغییر

در نهایت، ایران نیازمند یک تغییر رویکرد اساسی در سیاست‌های داخلی و خارجی خود است. این تغییر باید بر اساس درک صحیحی از شرایط جهانی و نیازهای داخلی باشد و به سمت ایجاد ثبات، امنیت و توسعه پایدار هدایت شود. بدون این تغییر، بحران‌های موجود نه تنها حل نخواهند شد، بلکه ممکن است به یک فاجعه انسانی و سیاسی تبدیل شوند.
ایرانیان در انتظار یک تغییر هستند. آنها خواستار یک حکومت پاسخگو، شفاف و عادلانه هستند. آنها می‌خواهند که تصمیم‌گیران به جای دنبال کردن منافع شخصی و گروهی، به دنبال منافع ملی و بهبود شرایط زندگی مردم باشند.

مطالب بیشتر

💬0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *