این روزها دوباره گزارشهای رسانه ای از قطعی برنامه ریزی شده برق در ایران خبر می دهند. وزارت نیرو طی بیانیه ای از اعمال محدودیت و برنامه های احتمالی خاموش برق در سراسر کشور خبر داده. و اعلام کرده که زمانبندی خاموشی ها از طریق سامانه های اطلاع رسانی به مشترکان اعلام میشود. حکومت سعی دارد ناتوانی خود را با بهانه های شرایط اقلیمی و تنش های نظامی پنهان کند. حال آنکه عدم سرمایه گذاری و اجرای پروژه های بهینه سازی، فرسودگی زیر ساخت ها، عدم اولویتبندی صحیح ، فساد اداری و مدیریت ایدئولوژیک از ریشه های اصلی بحران برق محسوب می شود.
بر اساس داده های وزارت نیرو 60 درصد از ظرفیت تولید برق کشور از طریق شرکت بخش خصوص انجام می شود. آمار شفاف ومتمرکزی و جود ندارد که بتواند سهم مستقیم شرکتهای وابسته به سپاه را از این مقدار تفکیک کند. ولی با توجه به اقتصاد انحصاری رایج در ایران سپاه پاسداران بخش عمده ای از این ظرفیت را به صورت مستقیم ویا غیر مستقیم در اختیار دارد.
تاثیر قطعی برق بر زندگی مردم و صنایع
قطعیهای مکرر برق در ایران به یک معضل جدی تبدیل شده است. بسیاری از واحدهای تولیدی در شهرکهای صنعتی هفتهای دو روز و هر بار تا ۱۲ ساعت با قطعی برق مواجه هستند. این وضعیت نه تنها تولید ملی را فلج کرده، بلکه خطر بیکاری گسترده و افزایش تورم ناشی از کمبود کالا را به شدت افزایش داده است. عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، اعلام کرد که درآمد از دسترفته صنایع بر اثر قطعی برق در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
صنایع ایران بیشترین بار ناترازی انرژی را بر دوش میکشند. برق صنایع با قیمتی ۱۵ برابر گرانتر از بخش خانگی فروخته میشود، اما این بخش همچنان با چالشهای جدی مواجه است. محمدمسعود سمیعینژاد، رئیس هیئت عامل ایمیدرو، هشدار داد که اجبار صنایع به ساخت نیروگاه در شرایطی که دولت امنیت سرمایهگذاری را تضمین نمیکند، رقابتپذیری کالاهای ایرانی را نابود کرده است.
در سطح شهرها، خاموشیهای بیبرنامه زندگی روزمره را به جهنم تبدیل کرده است. در بسیاری از مجتمعهای مسکونی تهران و البرز، قطع برق به معنای قطع همزمان پمپهای آب و آسانسورهاست. طبق گزارشهای میدانی، برخی مناطق مرکز تهران بیش از ۴ ساعت در روز بدون اطلاع قبلی در خاموشی مطلق فرو میروند. حاکمیت برای مخفی کردن ناتوانی خود، فشار را بر ادارات دولتی افزایش داده و برق بیش از ۵۰۰ اداره در استان تهران را به دلیل رعایت نکردن الگوهای مصرف قطع کرده است.
بحران برق فراتر از مشکل فنی
بحران قطعی برق در ایران حاصل ناترازی در تولید برق و مصرف مورد احتیاج است. بر اساس داده های موجود کسری حاصا از این ناترازی تا سطح 18 هزار مگاوات میرسد. از اینرو بحران برق در ایران تنها یک مشکل فنی نیست، بلکه آینهای از یک بحران عمیقتر است. ایران با یک بحران مدیریتی و سیاسی مواجه است که ریشه در سیاستهای کلان و ایدئولوژی جنگطلبانه حکومت دارد. تجهیز گروههای نیابتی و حملات موشکی به نیروگاههای آبشیرینکن همسایگان، نمونههایی از این سیاستها هستند که نه تنها به وخامت اوضاع داخلی منجر شده، بلکه ایران را در انزوای بینالمللی قرار داده است.
در نهایت، بحران برق در ایران نشاندهنده نیاز به یک تغییر بنیادین در سیاستهای کلان و مدیریت منابع است. حکومت باید اولویتهای خود را تغییر دهد. به جای صرف منابع در جهت جنگافروزی و حمله به تاسیسات کشورهای همسایه و تجهیز گروههای نیابتی، بر بهبود زیرساختها و رفاه شهروندان تمرکز کند. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود که بحران کنونی برق در ایران به یک فرصت برای بازسازی و بهبود تبدیل شود.
