این روزها خبر استعفای پزشکیان، رئیس جمهور ایران، داغترین خبر رسانههای داخلی و خارجی شده است. اگرچه این اولین بار نیست که خبر استعفای او به رسانهها راه پیدا میکند، اما این بار نیز همچنان بر مسند خود باقی مانده است. بر اساس گزارشهای رسانهای، پزشکیان در نامهای به مجتبی خامنهای، از به حاشیه رانده شدن دولت در تصمیمگیریهای کلان سیاسی و اداری شکایت کرده و حکمرانی طیفی از فرماندهان سپاه در امور کشور را دلیل استعفای خود عنوان کرده است. با این حال، استعفای وی بلافاصله از سوی مقامات کشور تکذیب شد و بر انسجام بین رهبران ایران تاکید گردید.
پرسش اینجاست که آیا پزشکیان واقعاً قدرت استعفا دادن را دارد؟ آیا سیستم جمهوری اسلامی به او اجازه میدهد که آشکارا استعفای خود را اعلام کند؟
رئیس جمهوری با سبد خالی در دست
حدود و اختیارات رئیس جمهوری در ایران از بدو تاسیس جمهوری اسلامی همواره محل بحث بوده است. اختیارات ریاست جمهوری نه بر اساس وظایف مندرج در قانون، بلکه بر اساس تعاملات سیاسی با هرم قدرت تعریف شده است. از این رو، سهم رئیس جمهوری در سیاستگذاریها و بخشهای کلیدی مانند تدوین سیاستهای خارجی، مسائل هستهای، امنیتی و حتی سیاستگذاریهای کلان اقتصادی بسیار ناچیز یا خارج از حدود اختیارات او بوده است.
پزشکیان با وعدههای بسیاری مانند حل مشکل معیشت، ایجاد فرصتهای شغلی، رشد اقتصادی، شفافیت اقتصادی، مبارزه علیه سیستم رانتی، حل مشکل مسکن و تورم، آزادیهای اجتماعی، توسعه زیرساختهای اینترنتی و تامین امنیت در فضای اینترنت، حذف تحریمها و خارج کردن نام ایران از افایتیاف بر مسند قدرت نشست. نه تنها هیچ یک از وعدههای وی محقق نشده، بلکه همه مشکلات جامعه عمیقتر و از حد بحران نیز گذشته است.
امروز، در عمل میبینیم که دولت از همه مسئولیتهای سیاسی و تصمیمگیریهای کلان کشور کنار گذاشته شده. طیفی از سپاه پاسداران سکان اداره کشور را به دست گرفتهاند و دولت مترسکی بیش نیست. از اینرو استعفای ایشان برای رهایی از این مخمصه منطقی و گزینه خوبی به نظرمیرسد. ولی نباید فراموش کرد در چهارچوب سیستم جمهوری اسلامی حتی استعفا نیز امر آسانی نیست. در صورت استعفا باید اتهامات ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی را به جان بخرد و شاید هم برای روزهای سخت تجرید پشت در آماده شود.
شکاف در میان حاکمیت
اختلاف بین دولت و حاکمیت هیچ زاویه پنهانی ندارد و بازیگران خارجی نیز بر آن واقف هستند. در مذاکرات بین آمریکا و ایران، پزشکیان و همه اصلاحطلبان در محوریت او به کنار گذاشته شدهاند. او به ظاهر هیچ نقشی در مذاکرات ندارد و حتی طرف مذاکره نیز به خاطر آگاهی از توازن قدرت در ایران، او را بازیگر اصلی تلقی نمیکند. خبر استعفای پزشکیان پردهای جدید از اختلاف بین سران حاکمیت را آشکار کرد. سرنخهای این اختلاف را میتوان در رسانههای داخلی نزدیک به مراکز قدرت دید. رسانههای داخلی در واکنش به خبر استعفا، آن را عملیات روانی دشمن علیه دولت خواندند. با این حال، در لابلای تحلیلها میتوان نشانههایی از اختلافات واقعی و عمیق در درون حاکمیت پیدا کرد.
وبسایت تابناک، نزدیک به محسن رضایی، در مقالهای هدف از این خبر را تضعیف نهاد ریاست جمهوری و ایجاد آشوب در تصمیمگیریهای کلان خوانده. این وبسایت ادعا کرده که این اقدامات از سوی برخی گروههای خاص داخلی هدایت میشود. وبسایت خبرآنلاین نیز در مقالهای تحلیلی، ضمن تایید اختلاف بین سران حکومت، بنای رئیس جمهور را بر مفاهیمه و گفتگو با ارکان قدرت گذاشت و ادعا کرد که « شخصیت اخلاقی پزشکیان ظرفیت تقابل با نیروهای مسلح را ندارد.» در ادامه، تندروها را مسئول این امر معرفی کرد و نوشت که «القای شکاف و اختلاف، حربه موثر علیه کشور است و تندروهای سیاسی که معمولاً از فهم سیاسی اندکی بهرهمندند، در این زمینه آدم بیار معرکهاند.»
به نظر میرسد که اختلاف در حاکمیت از مرز دولت فراتر رفته و اکنون اختلاف اصلی بین حلقههای قدرت، طرفداران مصالحه و طرفداران جنگ در جریان است
