برای چند دهه است که اقتصاد ایران با چالشهای متعددی از جمله سیاستهای انقباضی، اقتصاد دستوری، اقتصاد پنهان، تحریمها، دخالتهای نظامیان در فعالیتهای اقتصادی بهویژه در بخشهای کلان و درآمدزا، بحران در نظام بانکی و سوء مدیریت در بحرانها روبرو بوده است. این ناکارآمدیها منجر به توزیع نابرابر منابع، تورم و بیکاری مزمن، تضعیف بخش خصوصی و رکود اقتصادی شده است. در نتیجه، اقتصاد ایران نتوانسته بر اساس ظرفیتهای خود فرصتهای شغلی لازم را ایجاد کند و گره کور بازار کار را بگشاید
تأثیر تنشهای نظامی بر بازار کار
تنشهای نظامی اخیر و درگیریهای منطقهای، همراه با عدم مدیریت صحیح این بحرانها، تغییرات قابل توجهی در بازار کار ایجاد کرده است. ملموسترین پیامد این تغییرات، افزایش بیکاری و تعدیل نیرو در بخشهای مختلف بازار کار بوده است. گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که بازار کار ناپایدار ایران دچار شکستگی بزرگی شده. در پی جنگ اخیر، یک میلیون شغل از بین رفته و دو میلیون نفر به لشکر بیکاران اضافه شده است.
وضعیت کارگران در ایران
کارگران در ایران با موج جدیدی از تعدیل نیرو، رکود شدید بازار، تورم افسارگسیخته و افت شدید فرصتهای شغلی روبرو هستند. این شرایط بهویژه برای طبقه کارگر، وضعیت بسیار سختی ایجاد کرده است. علاوه بر بیکاری و تعدیل نیرو، هزینههای سرسامآور مسکن و مواد غذایی فشار مضاعفی بر دهک پایین جامعه وارد کرده است. این امر آسیبپذیری کارگران را که فاقد هرگونه چتر حمایتی بیمه بیماری و یا پساندازهای کافی هستند، افزایش داده و زندگی را از آستانه تحمل خارج کرده است
تعدیل نیرو در بخشهای مختلف اقتصادی
تعدیل نیرو در بسیاری از استانها و بخشهای اقتصادی ایران رخ داده است. این مشکل بهویژه در بخش صنایع نفت و پتروشیمی شدیدتر است و گزارشهای رسانهای از تعدیل فلهای کارگران خبر میدهد. استان صنعتی خوزستان، با بیش از 900 هزار کارگر، قبل از تنشهای نظامی نیز شاهد اعتراضات و اجتماعات کارگری بود. بنا به گزارشها، بعد از تنشهای نظامی در منطقه، 15000 کارگر فقط در استان خوزستان بیکار شدهاند، اگرچه آمارهای میدانی رقم بالاتری را نشان میدهد.
در عین حال منابع کارگری گزارش می دهند که شرکت های فعال در منطقه بدون رعایت مقررات قانونی اقدام به اخراج دسته جمعی کارگران می کنند. اقدامی که برخلاف مصوبه استانداری مبنی بر عدم تعدیل نیرو است. کارگران تعدیلشده برای دریافت بیمه بیکاری به سازمان تأمین اجتماعی مراجعه میکنند، اما تعداد بسیار کمی از آنها موفق به دریافت پرداختی بیمه میشوند. از سوی دیگر، مبالغ پرداختی توسط سازمان تأمین اجتماعی حتی برای زندگی زیر خط فقر نیز کافی نیست
بیکاری و پیامدهای اجتماعی آن
بیکاری یک پدیده ساده نیست که فقط منجر به از دست رفتن یک شغل شود. مسائل بسیاری از قبیل درمان، آموزش، تغذیه، اجاره و سلامت روحی به آن پیوند میخورد و فشارهای روزمره را افزایش داده و به نقطه حادی میرساند. این در حالی است که مسئولان رژیم به جای درک عمق مسئله و تعیین راهکارهای مناسب، مردم را به تحمل یا صرفهجویی دعوت میکنند. آنها فقط به سفره خود نگاه میکنند و نمیدانند که صرفهجویی از کرسنگی مرگ است!
ای کاش فرماندهان سپاه به جای اشغال فضای شهر، دادن شعارهای بیمعنی و تشدید فضای امنیتی و سرکوب، رویکرد مناسبی برای حل مسائل کشور اتخاذ کنند. تصمیمی بگیرند که ذینفع آن همه مردم ایران باشد نه یک قشر گزینشی. ای کاش فرماندهان سپاه بجای تصورات خیلی و خواندن نماز جماعت در کاخ سفید چشمان خود را باز کنند و واقعیت های تلخ جامعه را ببینند.
بیکاری پدیدهای است که به طور مستقیم بر زندگی افراد و بافت اجتماعی تأثیر میگذارد. اگر به آن پرداخته نشود، میتواند عواقب و پیامدهای اجتماعی بسیاری به همراه داشته باشد. سالها است که طبقه کارگر در ایران نه تنها از لحاظ درآمد، بلکه از لحاظ نکات ایمنی و بهداشتی شرایط کار، به فراموشی سپرده شده است. اکنون زمان آن رسیده که کارگران همه بخشهای اقتصادی در کنار کارگران تعدیلشده بایستند و با اعتصاب و اعتراض حق خود را از رژیم مطالبه کنند.
