از زمان انقلاب مشروطیت جنبش زنان ایران یک حرکت رو به رشد بوده و دستاوردهای بازگشت ناپذیر داشته است. این مبارزات، زنان را از نقطه تاریک تاریخ به رتبه های سیاسی، احتماعی و اقتصادی بالاتر رسانده است. این مبارزه در تاریخ دستکم صد ساله خود فراز و نشیب های داشته است.شاید بتوان گفت که مشارکت جدی زنان درانقلاب مشروطیت نقطه آغازی و فراز بسیار خوبی بود. در این دوره، جنبش زنان ضمن نقد ساختار اجتماعی و اقتصادی موجود، برای اولین بار مسائل برابری جنسیتی را مطرح و خواستار اصلاحات اجتماعی و اقتصادی برای رفع موانع از مسیر رشد زنان در جامعه شدند.
دوران جمهوری اسلامی
باآنکه با آغاز دوران جمهوری اسلامی به خاطر سیاست های ایدولوژیک نظام و جو استبدادی حاکم جنبش زنان یک فضای پسگرایی را تجربه کرد، ولی زنان ایران به مبارزه برای گرفتن حقوق خود ساکت ننشسته و از طریق مجراهای مختلف به مبارزه خود ادامه دادند. شروع جنبش ” زن، زندگی، آزادی” نقطه آغاز و فراز دیگری در مسیر مبارزه بود. مرگ مظلومانه مهسا ژینا امینی در بازداشت پلیس گشت ارشاد و اعتراضات متعاقب آن جرقه ای بود که آتش زیر خاکستر را بار دیگر به شعله ای برای رسیدن به آزادی تبدیل کرد.
یکی از وجه تمایز این جنبش کشته و زندانی شدن بسیاری از معترضان توسط ماشین سرکوب جمهوری اسلامی بود. دیگر وجه تمایز، گستردگی آن به تمامی لایه های اجتماعی جامعه بود. این جنبش بمنزله نقطه تقاطع برای همه گروهای مخالف قومی، ملی،مذهبی ،سیاسی و گروهای راستگرا و چپگرا بود. بعبارت دیگر جنبش زن، زندگی، آزادی توانست همه مخالفان و کنشگران برای یک مبارزه دسته جمعی کنار هم قرار دهد. در واقع بعد از چند دهه استبداد و جو خفگان، این جنبش یک شکست ایدئولوژیکی برای حاکمان جمهوری اسلامی بود که نتایج غیر قابل برگشت آن را از لحاظ پوشش تحمیلی و سایر آزادیهای اجتماعی و فردی بوضوح می توان در جامعه دید.
اصرار در سیاستهای نادرست
چهار سال از مرگ اسفبارمهسا امینی ودیگر کشته شدگان جنبش ” زن،زندگی،آزادی” میگذرد، هنوز صاحبان منصب قدرت به این درجه از درک و فهم عمومی نرسیده اند که بتواند مقوله حقوق و مطالبه اجتماعی را تحلیل و ریشه های اعتراضات و مطالبات را درک بکنند. بعد از چهار سال، بلند گوهای تبلیغاتی صاحبان قدرت هر روز از مجراهای مختلف خواستار اجرای “لایحه حجاب و عفاف” هستند که بدون در نظر گرفتن رای ملت در جمع گروهی خود شیفته و مجذوب مطرح وبا شرایط امروزی قابل اجرا و تطبیق نیست.
در همین راستا غلامعلی حداد عادل، پدر زن مجتبی خامنه ای، عضو شورای مصلحت نظام و شورای انقلاب فرهنگی اخیراً در “کنگره اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان” گفته است: ” ببینید دشمن چگونه توانسته در جامعه ما سبک زندگی منحط غربی را ترویج کند.خود مسئله حجاب را ببینید که حالا به دلایل شرایط جنگی فعلاً وارد این جبهه نمی توانیم آن طور که باید بشویم.” ایشان اقرار کرده اند که شرایط کنونی خیلی سختر ازاوایل انقلاب یعنی زمانی که شروع کرده اند شده است.
حذف مردم از معادله سیاسی و شکست ایدوئولوژیک
اولاً این سخنرانی یک اعتراف به شکست سیاستهای ایدوئولوژیک جمهوری اسلامی از زبان کسی که سالها است در سیاست گذاری، تعیین خط ومشی فرهنگی، آموزشی و وضع قانون مقرارت برای مراکز علمی آموزشی و فرهنگی نقش بسزایی داشته است. ولی ایشان بعد از چند دهه هنوز درک صحیحی از مسائل نداشته و هنوز دست به دامن استکبار جهانی برای رهایی از مخمصه است و حجاب را جبهه تلقی می کند. جبهه ای که طرف مقابل آن اکثریت غالب زنان ایران است و برای رسیدن به این حق خود بهای بسیارسنگینی داده اند.
دوماً مقوله اجتماعی را که شماها جبهه فرض می کنید، در این جبهه نزدیک به پنج دهه است که جمهوری اسلامی همه امکانات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی را در اختیار داشت و دارد. در این چند دهه دستگاه های دولتی، وزارت آموزش وپرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش عالی، کتاب ها و متون درسی، مساجد و منابر، گشت ارشاد اسلامی، نیروی بسیج و سپاه و همه امکانات یک کشور در اختیار شما بود و لی بعد چند ده دوباره به نقطه بدتر از آغاز رسیده اید. پس تاملی بکنید. از معادله خود استکبار را خارج و بجای آن مردم را جای دهید شاید به درک شما و امثالهم کمکی بکند! البته حذف مردم از مشارکت در امور حکومت از ماهیت اصلی حکومت های استبدادی محسوب می شود. جمهوری اسلامی نیز سالهست این رویه را در پیش گرفته و در همه امور رضایت و خواست مردم را به کنار گذاشته است.
