محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا، فقط یک عملیات نظامی علیه کشتیرانی نیست؛ بلکه پاسخی است متقابل برای جلوگیری از اقدامات جنگ طلبانه و غیرمسئولانه فرماندهان سپاه در آبراه بین المللی تنگه هرمز. در همین راستا ارتش ایالات متحده به منظور جلوگیری از تهدید کشتیرانی و و تضمین آزادی ناوبری حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده و محاصره ای علیه تمام تردد های ورودی وخروجی از بنادر ایران به اجرا گذاشته است. واشنگتن اعلام کرده است که نیروهای آمریکایی همزمان اجرای محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی را پیش میبرند و برای تضمین کامل این محاصره، تا ۲۱ ژوئیه مسیر ۹ کشتی تجاری تغییر داده شده و یک شناور نیز از کار افتاده است. این اعداد نشان می دهد که بار دیگر فرماندهان سپاه موجودیت و منافع ایران را به میدان تقابل بازیگران قدرت تبدیل کرده اند، بیآنکه مردم عادی در این بازی سهمی جز پرداخت هزینه داشته باشند.
در مرحله نخست این محاصره، فشار اصلی بر صادرات، واردات و جریان عادی تجارت دریایی وارد شد. بنادر جنوبی ایران، از هرمز تا بوشهر و بندرعباس، عملاً در وضعیت نیمهفلج قرار گرفتند و هزینه حملونقل، بیمه و تأمین کالا بهشدت افزایش یافت. برآوردهای مطرحشده نشان میدهد که ایران روزانه حدود ۴۵۰ میلیون دلار از این محاصره زیان میبیند؛ رقمی که اگر با تورم افسارگسیخته، سقوط قدرت خرید و بحران انرژی جمع شود، تصویری روشن از فروپاشی تدریجی معیشت مردم ارائه میدهد.
ساختار قدرت و خاستگاه بحرانهای امروز
ریشه هرگونه فروپاشی را نباید در عوامل بیرونی جست. ریشه درسیستم مافیایی حکومت است. در داخل، همان نیروهایی که باید در برابر این بحران از منافع عمومی دفاع کنند، به بخشی از مشکل تبدیل شدهاند. فرماندهان سپاه پاسداران، همراه با نهادهای وابسته به رهبری که بخش بزرگی از منابع اقتصادی (نزدیک به ۶۷ درصد) کشور را در اختیار دارند، توافق و کاهش تنش را تهدیدی برای آینده خود تلقی کردند. دلیل این امر بسیار روشن است: هر توافق واقعی، هر شفافیت اقتصادی و هر گشایش سیاسی، به معنای محدود شدن شبکهای است که از تحریم، اقتصاد رانتی و انحصار امنیتی تغذیه میکند. برای همین، به جای حمایت از مصالح مردم و کاهش تنش، تلاش کردند روند رسیدن به توافق جامع را مختل کرده تا تاج و تخت خود را حفظ بکنند.
تشدید درگیری و هزینه مردم
همین منطق، کشور را به سمت بنبستهای خطرناکتر کشانده است. حمله به کشورهای همسایه و کشتی های در حال تردد تنگه آتش و نقض آتشبس، عملاً بهانهای برای شعلهور شدن دور تازهای از درگیریها شد و آغاز مرحله دوم محاصره نظامی آمریکا را رقم زد. در چنین شرایطی، آنچه قربانی میشود نه فقط ثبات منطقه، بلکه آینده میلیونها ایرانی است که با تورم نزدیک به ۸۰ درصد، بیکاری گسترده، قطعی برق، گرانی و فرسایش روزمره زندگی میکنند.
سپاه و جریانهای تندرو سالهاست در «منطقه امن» خود زندگی میکنند؛ منطقهای که در آن نه از ناتوانی مردم برای تهیه دارو و نان خبری هست و نه از فشار برقرفتگی و بیکاری. آنها نه علاقهای به حل مسئله دارند و نه ارادهای برای خروج از امتیازهایی که از بحران میگیرند. تا وقتی این ساختار بسته و غیرپاسخگو پابرجاست، هر محاصره خارجی، هر توافق شکستخورده و هر تنش تازه، پیش از هر چیز به زیان مردم تمام خواهد شد.
