پرونده میدان علیخانی؛ تثبیت اقتدار با نمایش مرگ

پرونده میدان علیخانی؛ تثبیت اقتدار با نمایش مرگ

پرونده میدان علیخانی به اعتراضات سراسری ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ و درگیری شدید میان معترضان و نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی بازمی‌گردد. به‌گفته مقام‌های جمهوری اسلامی، در جریان این درگیری‌ها چهار تن از نیروهای وابسته به حکومت کشته شدند. در پی این رخداد، قوه قضائیه یک پرونده قضایی تشکیل داد و ۵۹ نفر را بازداشت کرد. از میان بازداشت‌شدگان، ۱۲ نفر به اعدام و دیگران به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شدند. حکم اعدام دو نفر از متهمان در ۲۸ تیر و سه نفر دیگر نیز در ۶ مرداد ۱۴۰۵ اجرا شد.

ماهیت درگیری

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای معتبر، در جریان اعتراضات سراسری، دست‌کم ۳۰ هزار تن از مردم ایران با گلوله‌های جنگی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. بنا بر همین گزارش‌ها، پیکر بسیاری از قربانیان روزها در بیمارستان‌ها و بازداشتگاه‌ها روی هم انباشته و بدون رسیدگی مناسب نگهداری شده است. همچنین ادعا شده که مقام‌های جمهوری اسلامی برای تحویل اجساد از خانواده‌های داغ‌دیده مبالغ هنگفتی طلب کرده و به بهانه شرایط امنیتی، برگزاری هرگونه مراسم را از آنان سلب کرده‌اند. در چنین شرایطی، تشکیل سریع پرونده برای چهار کشته، پرسش‌برانگیز و نیازمند تأمل است؛ به‌ویژه آنکه تا امروز حتی یک پرونده دادخواهی برای هزاران کشته‌شده تشکیل نشده است.

عدام؛ سیاست رسمی جمهوری اسلامی

در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی به‌جای تکیه بر مشروعیت سیاسی، اجتماعی و حقوقی، ساختاری مبتنی بر ترس و رعب ایجاد کرده است؛ ساختاری که ستون‌های آن را نقض گسترده حقوق بشر، سرکوب، اعدام سیاسی، شکنجه، اعترافات اجباری و چوبه دار تشکیل می‌دهد. ایران امروز سرزمینی است که سایه دار بر دیوارهایش نقش بسته و صدای مادران داغ‌دیده در کوچه و خیابان‌هایش می‌پیچد. جمهوری اسلامی سال‌هاست به‌جای شنیدن خواسته‌های مردم، بر طناب دار تکیه کرده و به‌جای پاسخ‌گویی، خشونت را به زبان رسمی خود تبدیل کرده است.

اعدام در ملاءعام

اعدام اخیر در میدان علیخانی تنها اجرای یک حکم حکومتی نبود، بلکه پیامی روشن از سوی حکومت بود: ما از اعتراض واهمه داریم و می‌خواهیم شما را نیز بترسانیم. این اعدام، مانند بسیاری از اعدام‌های سیاسی دیگر، از روند قضایی شفاف، حق دفاع مؤثر و حداقل‌های دادرسی عادلانه برخوردار نبود. چنین حکمی بیش از آنکه در خدمت عدالت باشد، بخشی از نمایش قدرت و مهندسی ترس است؛ نمایشی که هدفش نه اجرای عدالت، بلکه خاموش کردن اعتراض‌های آینده است.

پرونده اصفهان نشان داد که حکومت چگونه از اتهام‌های مبهم و بی‌اساس برای حذف معترضان استفاده می‌کند. در این پرونده، متهمان از حق دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده‌اند و وکلای تسخیری نیز، بنا بر گزارش‌ها، عملاً در نقش همراهان روند قضایی عمل کرده‌اند. همچنین گفته شده که اعترافات بسیاری از محکومان تحت فشار و شکنجه گرفته شده و اعدام‌ها به‌صورت مخفیانه، بدون اطلاع قبلی به خانواده و بدون حضور وکیل انجام شده است.

شکنجه و اعترافات اجباری

شکنجه در رژیم جمهوری اسلامی فقط یک ابزار نیست، بلکه به زبان قدرت تبدیل شده است؛ زبانی که می‌گوید حکومت بر بدن و سرنوشت افراد تسلط کامل دارد. گزارش‌های معتبر بین‌المللی، از عفو بین‌الملل تا دیده‌بان حقوق بشر، سال‌هاست که نشان می‌دهند شکنجه در بازداشتگاه‌های ایران نه یک تخلف فردی، بلکه روالی سازمان‌یافته است. ضرب‌وشتم شدید، شوک الکتریکی، آویزان‌کردن از دست‌ها، تهدید به تجاوز علیه فرد بازداشت‌شده و اعضای خانواده، تجاوز، شکنجه روانی، محرومیت از خواب و تهدید خانواده، از جمله روش‌هایی است که در این گزارش‌ها تکرار شده‌اند.

اعترافات اجباری که از صداوسیما و رسانه‌های دولتی پخش می‌شود، بخشی از مهندسی روایت حکومتی است. حکومت با این اعترافات تلاش می‌کند معترضان را «اغتشاشگر»، «تروریست»، «جاسوس»، «محارب»، «مفسد فی‌الارض» و «عامل بیگانه» معرفی کند تا خشونت سازمان‌یافته خود را مشروع جلوه دهد و افکار عمومی را منحرف کند. اما مردم ایران سال‌هاست این نمایش تکراری را دیده‌اند و می‌دانند که پشت هر اعتراف تلویزیونی، اتاقی تاریک و پشت هر لبخند اجباری، تهدیدی سنگین پنهان است.

آینده ای بدون چوبه دار

جمهوری اسلامی از صدای معترضان، از پر شدن دوباره خیابان‌ها، از مادرانی که سوگشان به فریاد بدل شده و از نسلی که فهمیده آزادی حق است نه لطف حکومت، به‌شدت می‌ترسد. به همین دلیل، با عادی‌سازی اعدام در جامعه می‌خواهد عمر اقتدار خود را طولانی‌تر کند؛ اما نمی‌فهمد که هیچ ترسی ماندگار نیست.

با وجود همه دردها و فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، مردم ایران همچنان ایستاده‌اند. مردم می‌دانند که آزادی گرفتنی است نه دادنی. از همین رو، هر اعدام آگاهی را بیشتر می‌کند، هر اعتراف اجباری خشم را عمیق‌تر می‌سازد و هر سرکوب، اراده مقاومت را تقویت می‌کند. تاریخ نشان داده است که هیچ استبدادی با ابزار ترس ماندگار نمانده و هیچ حکومتی با اعدام آینده نساخته و با شکنجه مشروعیت بدست نیاورده است. ایران روزی از این سایه تاریک عبور خواهد کرد؛ روزی که چوبه‌های دار از این سرزمین رخت بر خواهد بست و ترنم آزادی جای زندان‌ها را فرا خواهدگرفت. آن روز، عدالت نه در میدان علیخانی، بلکه در قلب مردم زنده خواهد شد.

مطالب بیشتر

💬0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *