مجتبی خامنه ای؛ رهبری غایب با نامه‌های سرگردان

مجتبی خامنه ای؛ رهبری غایب با نامه‌های سرگردان

در پی درگیری‌های نظامی بین آمریکا و اسرائیل با ایران، علی خامنه‌ای در جریان یک رشته حملات هدفمند به مکان‌های کلیدی و استراتژیک در چهارم اسفند ۱۴۰۴ کشته شد. پس از کشته شدن خامنه‌ای، فرماندهان ارشد سپاه و نهادهای امنیتی کنترل اوضاع را به دست گرفته و با یک کودتای سازمان‌یافته با تهدیدهای امنیتی و مدیریت مستقیم مجلس خبرگان، انتخاب مجتبی خامنه‌ای را به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی فراهم آوردند. این انتخاب در حالی صورت گرفت که سلامت مجتبی به دلیل شدت جراحات وارده در هاله‌ای از ابهام بود.

رهبری عاجز از دفن پدر

نزدیک به چهار ماه است که از مرگ علی خامنه‌ای می‌گذرد. مجتبی خامنه‌ای و حلقه‌های قدرت نزدیک به او نتوانسته‌اند رهبر پیشین را دفن کنند و مراسم خاک‌سپاری برای او برگزار کنند. این در حالی است که از نظر عرفی، شرعی و فقه اسلامی، خاکسپاری باید در اسرع وقت انجام شود و بر این امر تأکید شده است که جسد متوفی نباید بیشتر از ۲۴ ساعت بر روی زمین بماند. جسد خامنه‌ای نزدیک به چهار ماه است که نه تنها بر روی زمین مانده، بلکه هنوز برنامه‌ای مشخص برای دفن او اعلام نشده است. در این خصوص، اظهارات پراکنده‌ای از مقام‌های کشور شنیده می‌شود که نشان از ابهام و اختلاف در چگونگی و شکل خاکسپاری دارد.

رهبری غایب


مجتبی خامنه‌ای از زمان نشستن به کرسی رهبری، در هیچ مراسمی شرکت نکرده، در هیچ مکان عمومی حاضر نشده و حتی یک پیام صوتی یا تصویری از او منتشر نشده است. او تنها از طریق نامه‌های منتسب به خود به مناسبت‌های مختلف پیام فرستاده است. در این بازه زمانی، تصاویر تولیدی از طریق ابزارهای هوش مصنوعی در رسانه‌ها بازپخش شده است. گویی او رابطه‌ای دوستانه با هوش مصنوعی دارد و نامه‌هایش نیز به واسطه هوش مصنوعی نوشته می‌شود!

تضعیف اقتدارگرایی

عدم حضور مجتبی خامنه‌ای در صحنه‌های عمومی و حتی فضای دیجیتالی، اقتدارگرایی نظام را زیر سؤال برده و نشان از تضعیف قدرت دارد. در نظام‌های اقتدارگرا، «قابل مشاهده بودن» امر مهمی تلقی می‌شود و در تحکیم پایه‌های قدرت نقش مهمی ایفا می‌کند. قابل مشاهده بودن به برندسازی قدرت شخصی فرد اقتدارگرا و مشروعیت‌بخشی به او کمک می‌کند. رهبران نظام‌های اقتدارگرا از قابل مشاهده بودن در نهادهای تصمیم‌گیری، رسانه‌ها و مجامع محلی و مکان‌های عمومی برای دیکته کردن و عادی‌سازی قدرت خود استفاده می‌کنند. اکنون باید پرسید دلیل غیبت مجتبی از صحنه قدرت چیست؟ جمهوری اسلامی چگونه خلاء قابل مشاهده بودن را پر می‌کند؟

جنگ‌افروزی و حضور خیابانی

علاوه بر شرایط امنیتی، یکی از دلایل عدم حضور مجتبی خامنه‌ای در مراسم یا مکان‌های عمومی، عدم بازتولید هسته قدرتی است که پدرش توانسته بود در سال‌های گذشته به عنوان مرکز ثقل قدرت و ارتباط موزون با سایر نظام‌های امنیتی ایجاد کند. مجتبی خامنه‌ای قابلیت بازتولید قدرت تک‌صدایی را ندارد. از انتصاب او تاکنون، علیرغم تلاش‌های فرماندهان سپاه و تبلیغات صدا و سیما، او هنوز نتوانسته جایگاه شایسته‌ای حتی در میان هسته‌های قدرت پیدا کند.


فرماندهان سپاه سعی می‌کنند خلاء حضور مجتبی خامنه‌ای را با کشاندن طرفداران به خیابان‌ها پر کنند. آنها با این کار دو هدف را دنبال می‌کنند: نمایش قدرت و ایجاد ترس در میان مردم عادی، و ایجاد انسجام و جلوگیری از هم‌گسیختگی در میان هواداران خود. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که هواداران رژیم انسجام روزهای اول را از دست داده‌اند و هر روز از حجم حضور خیابانی کاسته می‌شود. از طرف دیگر، ایجاد فضای امنیتی در خیابان‌ها، اتحاد بین مردم ایران را بیشتر و آنها را برای رهایی از شرایط موجود مصمم‌تر می‌کند. هر روز به دلیل وخامت اقتصادی و سیاسی کشور و هرج و مرج اداری، صبر مردم به آستانه تحمل خارج می‌شود. کشور به مثابه توپ در حال انفجار است. این امر می تواند نویدی برای شکل گیری اعتراضات عمومی گسترده و رهایی از استبداد باشد.

مطالب بیشتر

💬3

3 thoughts on “مجتبی خامنه ای؛ رهبری غایب با نامه‌های سرگردان

    1. هوا پیما ی هامل کمک،ازقرچک تا سید نایا،بی کفایتی رژیم ونرخ دلار،جنګ افروزی وخیورخیابانی،تضعیف اقتدارګیابی،رهبری غایب،رهبری عاجزازدفن پدر،مجتبی خامنای

  1. کل مزخرفات این خبرفقط برای گمراه کردن ذهن مردم از کودتای اصلی هستش چرا که در حال حاضر ایران در چهارمین کودتای خود با هدایت حسام الدین اشغال هستیم پس عوامل این جریان برانداز باید ذهن مردم به سویی گمراه کنن تا راه برای کودتاچیان اصلی هموار گردد به غیر از این گزینه نیز ترکشهای این خبر همچنان باید سپاه قدرتمند را در اذهان عمومی تخریب کند تا بتواند عقبه مردمی خود را در کنار خود نگه دارد و برای دلخوشی این عقبه که تجمیعی از برانداز سلطنتطلب تجزیه طلب و زنان بی حجاب یا همان جنبشیهای ززآ هستند توهینهایی به رهبر جامعه بکنن اما چون دیگر نمیتونند از شعار مرگ بر دیکتاتور استفاده کنند دنبال ایجاد شعاری برای دهانهای نجسشان هستند پس تا ان لحظه تخریباتشون به صورت ترکش در بمبهای خبرهای دروغ پنهان میکنن . در مورد شعار مرگ بر دیکتاتور که به رهبر شهید نصبت میدادن الحمدالله ولمنع زمستان رفت و سیاهی بر ذغال ماند و مشخص شد دیکتااور طیف کثیف و فاسد اسهالطلبهای سوپر خائنی هستند که دنبال فتنه و کودتا میباشند و برای ایجاد آن از هر کاری که باعث ایجاد آن بشود دریغ نخواهند کرد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *