در روزهای اخیر، طرح موضوع «مطالبه مردم برای ساخت بمب هستهای» در برخی مطبوعات حکومتی، بهویژه رسانههای تندرو و نزدیک به جبهه پایداری بیشتر منتشر میشود. این جریانها با تحلیلهایی که اغلب نه با واقعیتهای ایران سازگار است و نه با شرایط منطقه و جهان، تلاش میکنند ساخت بمب هستهای را به عنوان یک خواست مردمی معرفی کنند.
اما پیش از هر چیز باید پرسید این «مردم» که از آنها سخن گفته میشود، چه کسانی هستند؟ کجا هستند؟ چگونه خواست خود را اعلام کردهاند؟ کدام همه پرسی، کدام نهاد مدنی یا کدام سازوکار روشن نشان داده که مردم ایران خواهان ساخت بمب هستهای هستند؟ آیا مردم ایران، که بخش بزرگی از آنان درگیر گرانی، بیکاری، کاهش قدرت خرید، نگرانی از آینده فرزندانشان، بحران مسکن، کمبود دارو و فشارهای روزمره زندگیاند، واقعاً ساخت بمب هستهای را مطالبه میکنند؟ این رسانهها و نهادهای حکومتی باید توضیح دهند که این مطالبه چگونه به آنها رسیده است . زیرا نمیتوان هر خواست یک گروه کوچک، هر شعار یک محفل سیاسی یا هر یادداشت چند نویسنده وابسته به ارگان های حکومتی را «مطالبه مردم» نامید. نام مردم را نمیتوان به آسانی مصادره کرد و بر پیشانی سیاستی زد که ممکن است آینده یک کشور را با خطرهایی مانند ویرانی روبهرو کند.
وقتی خواست مردم فقط یک بهانه است
مسئله مهمتر این است که آیا اساساً خواست مردم برای این جریانها یا خود جمهوری اسلامی اهمیت دارد؟ تجربه چند دهه گذشته نشان داده که پاسخ منفی است. حکومتی که در برابر اعتراض، نارضایتی و خواستههای مردم بارها به سرکوب، زندان، اعدام و گلوله متوسل شده، چگونه ناگهان به «مطالبه مردم» درباره
ساخت بمب هستهای حساس شده است؟
وقتی مردم از آزادی، رفاه، امنیت شغلی، حق اعتراض، کاهش فساد و بهبود زندگی سخن میگویند، صدایشان یا شنیده نمیشود یا با برخورد امنیتی پاسخ میگیرد. اما وقتی عدهای کوچک ساخت بمب هستهای را مطرح میکنند، ناگهان از «افکار عمومی» و «خواست ملت» سخن گفته میشود. این تناقض، خود نشان میدهد که ماجرا بیش از آنکه یک مطالبه عمومی باشد، ابزاری برای پیش برد یک پروژه سیاسی بسیار خطرناک برای ایران است.
میتوان با اطمینان گفت که این خواست، خواست مردم ایران نیست؛ بلکه خواست افراد و گروههای محدودی است که در ادامه تنش و انزوای ایران منافع سیاسی و مالی دارند. کسانی که از تحریمها سود میبرند، از اقتصاد بسته بهرهمند میشوند و در فضای بحرانی، امکان بیشتری برای گسترش نفوذ خود پیدا میکنند. همانهایی که در افکار عمومی با عنوان «کاسبان تحریم» شناخته میشوند و از دشواری زندگی مردم، فرصت اقتصادی و سیاسی میسازند.
در کنار آنان، گروههایی حضور دارند که اقتصاد غیرشفاف، دور زدن تحریمها، تجارت پنهان و شبکههای قاچاق برایشان سودآور است.
برای این افراد، باز شدن راه تعامل عادی ایران با جهان، شفاف شدن اقتصاد و کاهش تحریمها خبر خوبی نیست. آنان از تداوم وضعیت بحرانی زیان نمیبینند بلکه از آن بهره میبرند. به همین دلیل است که باید نسبت به شعارهای پرسر و صدایی که کشور را به سمت رویارویی بیشتر میبرد، با احتیاط و نگرانی نگاه کرد.
یک خیال خطرناک برای ایران
طرح ساخت بمب هستهای تنها یک بحث نظری یا یک شعار رسانهای نیست. اگر چنین دیدگاهی به سیاست عملی تبدیل شود، ایران ممکن است با خطرهایی بسیار بزرگتر از تنشها و جنگهای سالهای اخیر روبهرو شود. کسانی که با اتکا به تحلیل های غیر عقلانی و غیر عملی از ساخت بمب هسته ای حرف میزنند، معمولاً تصویر روشنی از پیامدهای این تصمیم ارائه نمیدهند. آنها نمیگویند در صورت حرکت جمهوری اسلامی به سوی سلاح هستهای برخورد نظامی دیگر تا چه اندازه افزایش مییابد.
ساخت بمب هستهای پروژهای نیست که بتوان آن را دور از چشم جهان پیش برد. دستگاههای اطلاعاتی، ماهوارهها، شبکههای جاسوسی و توان نظارتی قدرتهای بزرگ، هر فعالیت حساس را با دقت دنبال میکنند. تصور اینکه جمهوری اسلامی بتواند به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند و هیچکس متوجه نشود، بیشتر به یک خیال سیاسی شباهت دارد تا یک تحلیل واقع گرایانه. اگر کشورهای غربی و اسرائیل به این نتیجه برسند که جمهوری اسلامی در آستانه ساخت بمب هستهای قرار دارد، ممکن است این موضوع را تهدیدی مستقیم برای خود تلقی کنند. در چنین وضعی، احتمال دارد تلاش کنند پیش از رسیدن ایران به آن مرحله، با اقدام نظامی گسترده جلوی آن را بگیرند.
آنهایی که خواستار ساخت بمب هستهای توسط جمهوری اسلامی هستند، باید به یک پرسش ساده پاسخ دهند: اگر پیش از آنکه ایران بتواند از چنین سلاحی استفاده کند، با حملات هسته ای هم بمب های هسته ای و هم زیر ساخت های آن برای همیشه ویران شوند چه؟
مردم ایران هزینه دادهاند
همین سطح از غنیسازی اورانیوم نیز در دورههای مختلف به افزایش تحریم، تهدید و درگیری انجامیده است. حال اگر برنامه هستهای از غنیسازی به سمت ساخت بمب حرکت کند، پیامدها نه مشابه گذشته، بلکه بسیار شدیدتر خواهند بود. کسانی که امروز از ساخت بمب سخن میگویند، باید بدون لکنت بگویند آیا حاضرند مسئولیت ویرانی احتمالی اقتصاد، گسترش فقر، افزایش مهاجرت، ناامن شدن کشور و خطر حملات هسته ای به ایران را بپذیرند یا نه.
امنیت واقعی ایران در گرو بمب هستهای نیست. صلح زمانی به وجود میآید که مردم احساس کنند کشورشان در مسیر توسعه، گفتوگو و عقلانیت حرکت میکند. امنیت زمانی شکل میگیرد که اقتصاد از دست کاسبان تحریم خارج شود، فساد کاهش یابد، روابط خارجی بر اساس تنش زدایی و جلوگیری از جنگی دیگر تنظیم شود.
به نام مردم، نباید پروژهای را پیش برد که بیش از هر چیز به سود یک اقلیت سیاسی و اقتصادی است. مردم ایران نیازمند صلح، ثبات، رفاه و آیندهای قابل پیشبینی هستند، نه خیز برداشتن بسوی جنگ هسته ای که میتواند کشور به تله ای از آورا آلوده به مواد رادیو اکتیو کند.
اگر کسانی واقعاً ساخت بمب هستهای را ضروری میدانند، باید آشکارا مسئولیت پیامدهای آن را بپذیرند و پشت عنوان «مطالبه مردم» پنهان نشوند.
نام مردم نباید پوششی برای تصمیمهایی باشد که ممکن است ایران و مردم را با خطرات حمله هسته ای روبهرو کند.
در روزهای اخیر، طرح موضوع «مطالبه مردم برای ساخت بمب هستهای» در برخی مطبوعات حکومتی، بهویژه رسانههای تندرو و نزدیک به جبهه پایداری بیشتر منتشر میشود. این جریانها با تحلیلهایی که اغلب نه با واقعیتهای ایران سازگار است و نه با شرایط منطقه و جهان، تلاش میکنند ساخت بمب هستهای را به عنوان یک خواست مردمی معرفی کنند.
اما پیش از هر چیز باید پرسید این «مردم» که از آنها سخن گفته میشود، چه کسانی هستند؟ کجا هستند؟ چگونه خواست خود را اعلام کردهاند؟ کدام همه پرسی، کدام کدام نهاد مدنی یا کدام سازوکار روشن نشان داده که مردم ایران خواهان ساخت بمب هستهای هستند؟ آیا مردم ایران، که بخش بزرگی از آنان درگیر گرانی، بیکاری، کاهش قدرت خرید، نگرانی از آینده فرزندانشان، بحران مسکن، کمبود دارو و فشارهای روزمره زندگیاند، واقعاً ساخت بمب هستهای را مطالبه میکنند؟ این رسانهها و نهادهای حکومتی باید توضیح دهند که این مطالبه چگونه به آنها رسیده است زیرا نمیتوان هر خواست یک گروه کوچک، هر شعار یک محفل سیاسی یا هر یادداشت چند نویسنده وابسته به ارگان های حکومتی را «مطالبه مردم» نامید. نام مردم را نمیتوان به آسانی مصادره کرد و بر پیشانی سیاستی زد که ممکن است آینده یک کشور را با خطرهایی مانند ویرانی روبهرو کند.
