در حالی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نمایش قدرت نظامی خود در سراسر خاورمیانه ادامه میدهد. واقعیت بسیار متفاوتی در داخل مرزهای ایران در حال رخ دادن است. برای یک شهروند عادی ایرانی، پیامدهای تلاش بیوقفه سپاه برای نفوذ منطقهای با دستاوردهای ژئوپلیتیک سنجیده نمیشود. بلکه با فروپاشی ویرانگر امنیت اقتصادی روزمرهشان لمس میشود. تضاد آشکار میان ثروت طبیعی عظیم ایران و فقر رو به رشد مردم آن، حقیقت تلخی را نمایان میسازد. سپاه پاسداران برای مردمی که به شدت خواهان آرامش هستند، چیزی جز جنگ و سختی معیشت به ارمغان نیاورده است.
افزایش سرسامآور هزینه نیازهای اولیه
تنگنای اقتصادی طبقه کارگر ایران به وضوح در هزینههای نجومی آب، برق و کالاهای اساسی مشهود است. بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات در ۱۵ مرداد (۵ اوت)، قبوض خدماتی بسیاری از خانوارها به شدت افزایش یافته است. خانوادههایی که پیش از این حدود ۳۰۰ هزار تومان پرداخت میکردند. اکنون با هزینههای کمرشکن بین ۸۰۰ هزار تا ۱ میلیون تومان برای آب و برق مواجه هستند.
علاوه بر این بحران روزمره، بحران شدید سوخت—که طنز تلخی برای یکی از غنیترین کشورهای نفتی جهان است—شرایط را سختتر کرده است. در ماههای اخیر، کمبود سوخت و سهمیهبندی شدیدتر، رانندگان را در سراسر کشور به سمت بازار سیاه بنزین سوق داده است. جایی که شهروندان با صفهای طولانی در پمپبنزینها و قیمتهای به شدت متورم دست و پنجه نرم میکنند.
سرکوب در خط مقدم بهداشت و درمان
بحران داخلی بسیار فراتر از تورم است و به شدت بر زیرساختهای حیاتی و نیروی کار کشور تأثیر گذاشته است. بخش بهداشت و درمان به دلیل کمبود شدید نیرو، حجم کار طاقتفرسا و دستمزدهای زیر خط فقر در حال فروپاشی است.
هنگامی که کادر پرستاری بیمارستان فیاضبخش تهران در ۹ مرداد (۳۰ ژوئیه) برای اعتراض به این فشارهای مالی تجمع و اعتصاب کردند. پاسخ مقامات سریع و بیرحمانه بود. مسئولان به جای رسیدگی به شرایط وخیم کاری، با کادر درمان با خشونت رفتار کردند. پرستاران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. دهها تن از کارکنان حیاتی پزشکی به دلیل دفاع از حق معیشت خود، اخراج یا موقتا تعلیق از کار شدند.
صدای خیابانها: «سفره ما خالیه»
واضحترین اعتراض به اولویتهای سپاه از سوی سالمندان و طبقه کارگر شنیده میشود. در ۵ مرداد، بازنشستگان تامین اجتماعی تجمعات اعتراضی همزمانی را در شهرهای بزرگ از جمله تهران، اهواز، کرمانشاه و شوش سازماندهی کردند. این شهروندان با اعتراض به شرایط وخیم معیشتی، تورم افسارگسیخته و بهداشت ناکارآمد، مخالفت صریح خود را با رویکرد نظامیگرایانه حکومت ابراز داشتند.
در اهواز، بازنشستگان با وجود گرمای شدید تابستان در مقابل اداره کل تامین اجتماعی استان خوزستان تجمع کردند. شعارهای آنها عمق رنج ملی را نشان میداد: ایران پردرآمد، چه کرده چه بر سر تو آمد
» و همچنین در پیوند دادن فقر داخلی به سیاستهای خارجی حکومت، فریاد میزدند: جنگافروزی کافیه، سفره ما خالیه. معترضان علاوه بر این، شعارهایی در مخالفت با احکام اعدام و بازداشت فعالان کارگری و مدنی سر دادند.
ملتی خسته از جنگ
شواهد موجود در خیابانها، بیمارستانها و پمپبنزینها تصویری واحد و غیرقابل انکار را ترسیم میکند: مردم ایران جنگ نمیخواهند. آنها از واقعیت اقتصادی رو به افول، تورم افسارگسیخته و سرکوب خشونتآمیز حقوق اولیه کارگران به شدت خسته و فرسوده ».
ماجراجوییهای نظامی و ایدئولوژیک سپاه در خارج از مرزها مستقیماً با فقیرتر شدن مردم ایران تامین مالی میشود. بیتوجهی مطلق حکومت به بحرانهای داخلی که ضرب و شتم پرستاران معترض را بر پرداخت حقوق آنها ترجیح میدهد. بازنشستگان گرسنه را برای تامین مالی نیروهای نیابتی نادیده میگیرد ثابت میکند که سپاه پاسداران هیچ اهمیتی برای مشکلات واقعی درون کشور قائل نیست. تا زمانی که رفاه شهروندان ایرانی بر جنگافروزیهای منطقهای ترجیح داده نشود. تار و پود اقتصادی و اجتماعی این کشور همچنان از هم گسیختهتر خواهد شد.
