آسمان ایران برای ایرانیان بسته می‌شود

آسمان ایران برای ایرانیان بسته می‌شود

تصمیم مراجع هوانوردی کشورهای همسایه مانند ترکیه و عمان برای متوقف کردن پروازهای شرکت‌های هواپیمایی جمهوری اسلامی و در رأس آن‌ها شرکت ماهان، مرحله جدیدی از انزوای همه‌جانبه را برای ایران رقم زده است. این تصمیم که در پی دور تازه تحریم‌های ایالات متحده آمریکا علیه شبکه هوانوردی جمهوری اسلامی اتخاذ شده، فراتر از یک چالش ترانزیتی ساده است. این اتفاق در واقع تبلور عینی انزوای مطلق کشوری است که شهروندانش قربانی سیاست‌های ستیزه‌جویانه و ماجراجویی‌های فرامرزی حکومت خود شده‌اند. بر خلاف دوره‌های گذشته، تحریم‌های جدید به گونه‌ای هوشمندانه و همه‌جانبه طراحی شده‌اند که امکان هرگونه دور زدن، تغییر نام صوری شرکت‌ها، یا استفاده از هواپیماهای جایگزین را از بین برده‌ و این یعنی آسمان کشور به طور واقعی در حال بسته شدن است.

ریشه های تحریم

ریشه اصلی این تحریم‌های کمرشکن و بی‌سابقه، سوءاستفاده سیستماتیک حکومت و سپاه پاسداران از امکانات غیرنظامی کشور است. سال‌هاست که نهادهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، به ویژه سپاه پاسداران، از ناوگان شرکت‌های هواپیمایی تجاری مانند ماهان ایر به عنوان ابزاری برای پیشبرد برنامه‌های جنگ‌طلبانه خود استفاده می‌کنند. این شرکت‌ها به جای خدمت‌رسانی به شهروندان، بارها برای نقل و انتقال پنهانی سلاح، مهمات، تجهیزات نظامی و حتی انتقال پول نقد به گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی به کار گرفته شده‌اند. این رفتار غیرمسئولانه و استفاده از پوشش پروازهای مسافربری برای اهداف مخرب، عملاً امنیت پروازهای غیرنظامی ایران را در سطح بین‌المللی نابود کرد و آمریکا را به این نتیجه رساند که برای قطع شاهرگ تسلیحاتی این گروه‌ها، راهی جز مسدود کردن کامل خطوط هوایی جمهوری اسلامی وجود ندارد.

تاثیر تحریحم هوایی بر اقتصاد

بخش عظیمی از اقتصاد غیردولتی و معیشت طبقه متوسط و ضعیف جامعه ایران به طور مستقیم به تجارت‌های خرد و چمدانی با کشورهای همسایه، به ویژه ترکیه، وابسته است. سال‌ها بود که هزاران تولیدکننده، کاسب بازار، صاحبان بوتیک‌ها و فعالان کارگاه‌های کوچک با تکیه بر پروازهای ارزان‌قیمت، مواد اولیه، پوشاک، قطعات یدکی و ابزارآلات مورد نیاز خود را شخصاً از شهرهایی مانند استانبول تهیه و وارد کشور می‌کردند. این چرخه اقتصادی، اشتغال عظیمی را در بازارهای سنتی و مدرن ایران پشتیبانی می‌کرد. حالا با لغو پروازها به دلیل فعالیت‌های نظامی سپاه در این خطوط، این شاهرگ حیاتی به طور ناگهانی قطع شده است. نتیجه مستقیم این وضعیت، رکود شدید بازار، تعطیلی کسب‌وکارهای مستقل و گرانی سرسام‌آور کالاهای مصرفی برای مردم عادی است.


در همین حال، حوزه گردشگری و جهانگردی که روزگاری پنجره‌ای برای تنفس روانی جامعه و منبع درآمد هزاران صنف مختلف بود، به طور کامل در حال بسته شدن است. سفر رفتن، دیدن جهان، آشنایی با فرهنگ‌های دیگر و استراحت که برای سلامت روان اهمیت حیاتی دارد، در ایران به یک رویای محال تبدیل شده است.
با مسدود شدن مسیرهای هوایی، راه‌های زمینی نیز به هیچ عنوان نمی‌توانند به عنوان یک جایگزین امن و کارآمد عمل کنند.

سفرهای زمینی چندروزه از طریق مرزهای مشترک، علاوه بر خطرات جاده‌ای بی‌شمار و خستگی مفرط، مسافران ایرانی را با صف‌های کیلومتری، معطلی‌های طولانی‌مدت در گمرک‌ها و برخوردهای تحقیرآمیز مأموران مرزی مواجه می‌کند. این تحقیر شدگی مداوم در مرزها، بازتاب مستقیم از دست رفتن اعتبار گذرنامه ایرانی در پی سیاست‌های ستیزه‌جویانه حاکمیت است. حکومتی که اولویت خود را ارسال تسلیحات و حمایت از تروریسم منطقه‌ای قرار داده، ارزش گذرنامه و کرامت شهروندان خود را در گیت‌های بین‌المللی به پایین‌ترین حد ممکن تقلیل داده است.

در نهایت، بسته‌شدن فرودگاه‌های همسایه به روی پروازهای جمهوری اسلامی، تصویری واضح از انزوای کامل کشوری است که حاکمانش اصرار به پیشبرد سیاست‌هایی دارند که غیرعقلانی بودن آن‌ها برای عموم مردم مبرهن است. تاوان این لجاجت و اصرار بر تداوم ستیزه‌جویی را مردمی می‌پردازند که هر روز سفره‌شان کوچک‌تر می‌شود، فرصت‌های شغلی خود را از دست می‌دهند و ارتباطشان با دنیای متمدن قطع می‌گردد. درهای آسمان در حالی به روی ایرانیان بسته می‌شود که جهان با سرعت به سمت ارتباطات بیشتر و مرزهای بازتر حرکت می‌کند، و این تضاد تلخ، بزرگ‌ترین گواه بر ناکارآمدی ساختاری است که زندگی، معیشت و آینده شهروندانش را فدای غزه و لبنان کرده است.

تاوان انزوا

در نهایت، بسته‌شدن فرودگاه‌های همسایه به روی پروازهای جمهوری اسلامی، تصویری واضح از انزوای کامل کشوری است که حاکمانش اصرار به پیشبرد سیاست‌هایی دارند که غیرعقلانی بودن آن‌ها برای عموم مردم مبرهن است. تاوان این لجاجت و اصرار بر تداوم ستیزه‌جویی را مردمی می‌پردازند که هر روز سفره‌شان کوچک‌تر می‌شود، فرصت‌های شغلی خود را از دست می‌دهند و ارتباطشان با دنیای متمدن قطع می‌گردد. درهای آسمان در حالی به روی ایرانیان بسته می‌شود که جهان با سرعت به سمت ارتباطات بیشتر و مرزهای بازتر حرکت می‌کند، و این تضاد تلخ، بزرگ‌ترین گواه بر ناکارآمدی ساختاری است که زندگی، معیشت و آینده شهروندانش را فدای غزه و لبنان کرده است.

مطالب بیشتر

💬0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *