سرقت از موزهها دیگر فقط داستان دزدانی نیست که شبانه و پنهانی وارد یک ساختمان میشوند. افزایش ارزش طلا، جواهرات و آثار تاریخی، آسیبپذیری بناهای قدیمی، کمبود بودجه امنیتی و فعالیت شبکههای فراملی قاچاق، موزهها را بیش از گذشته در معرض حمله قرار داده است؛ حملاتی که حالا در برخی موارد سریعتر، خشنتر و حسابشدهتر انجام میشوند.
موزهها محل نگهداری حافظه تاریخی و فرهنگی جوامعاند، اما همین ویژگی آنها را به هدفی جذاب برای سارقان تبدیل میکند. گزارش بیبیسی فارسی از افزایش نگرانیها درباره سرقتهای موزهای در اروپا نشان میدهد که پس از چند سرقت پرسروصدا، مدیران موزهها و نهادهای امنیتی نسبت به احتمال تکرار این حملات هشدار دادهاند. در این گزارش، از سرقت آثاری از رنوار در فرانسه، جواهرات تاریخی و اشیای ارزشمند در چند کشور اروپایی و افزایش جسارت سارقان سخن گفته شده است.
با این حال، مسئله فقط تعداد سرقتها نیست؛ تغییر الگوی آنها نیز اهمیت دارد. یوروپل در گزارش تازه خود اعلام کرده است که سرقت از موزهها در اروپا در مواردی از شیوههای مخفیانه و کمخطر فاصله گرفته و به استفاده از ابزارهای تخریبی، از جمله پتک، مواد منفجره و حتی سلاح گرم، گرایش پیدا کرده است.
ارزش بالا، فروش دشوار
بخش بزرگی از جذابیت موزهها برای مجرمان به تمرکز آثار کمیاب در یک مکان مربوط است. طلا، نقره، جواهرات، ساعتهای تاریخی، اشیای مذهبی و آثار باستانی، علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش مادی بالایی دارند. برخی از این اشیا برای بازار غیرقانونی جذاباند و برخی دیگر ممکن است پس از سرقت، برای از بین بردن نشانههای شناسایی، ذوب یا قطعهقطعه شوند.
یوروپل میگوید هدف سارقان بیش از پیش به سمت اشیای ارزشمند از نظر فلزات گرانبها، سنگهای قیمتی و آثار فرهنگی شاخص رفته است. این تغییر بهویژه خطرناک است، زیرا در چنین سرقتهایی ممکن است اثر تاریخی نه برای فروش بهعنوان یک شیء فرهنگی، بلکه صرفاً برای ارزش مواد اولیه آن ربوده شود.
با این همه، فروش یک نقاشی مشهور یا یک اثر ثبتشده موزهای معمولاً آسان نیست. آثار شناختهشده در کاتالوگها، آرشیوهای تصویری و پایگاههای داده ثبت شدهاند و بازار رسمی هنر نمیتواند بهسادگی منشأ آنها را نادیده بگیرد. همین موضوع سبب میشود برخی سارقان به سراغ اشیای کوچکتر و قابلحملتر بروند؛ آثاری که سریعتر پنهان میشوند، آسانتر جابهجا میشوند و احتمال شناساییشان کمتر است.
این وضعیت نشان میدهد که همه سرقتها الزاماً با هدف فروش مستقیم انجام نمیشوند. گاهی یک شیء میتواند به کالای مبادلهای در شبکههای جنایی تبدیل شود؛ گاهی برای باجگیری نگه داشته شود و گاهی نیز ارزش مادی فلز یا نگین آن، مهمتر از هویت تاریخیاش تلقی شود.
موزههای باز، امنیت محدود
یکی از دشوارترین مسائل امنیت موزهها، تعادل میان دسترسی عمومی و حفاظت از آثار است. موزه قرار است فضایی باز، آموزشی و قابلاستفاده برای شهروندان، دانشآموزان و گردشگران باشد. اما هرچه ورود و حرکت بازدیدکننده آسانتر باشد، امکان شناسایی نقاط ضعف امنیتی برای افراد سوءاستفادهگر نیز بیشتر میشود.
بسیاری از موزهها در ساختمانهای تاریخی قرار دارند؛ بناهایی که برای کارکرد امنیتی امروز طراحی نشدهاند. پنجرههای قدیمی، راهروهای متعدد، سقفهای بلند، دیوارهای حفاظتشده و محدودیتهای میراثی، نصب تجهیزات جدید یا ایجاد تغییرات سازهای را پیچیده و پرهزینه میکند. گزارش بیبیسی فارسی نیز به این چالش اشاره میکند: مدیران موزهها باید میان حفاظت از معماری تاریخی ساختمان و تقویت تدابیر امنیتی، تعادل برقرار کنند.
از سوی دیگر، امنیت موزه فقط به دوربین مداربسته یا نگهبان وابسته نیست. سامانههای هشدار، شیشههای مقاوم، کنترل ورودی، طراحی مسیر خروج، ثبت دقیق آثار، آموزش کارکنان و هماهنگی با پلیس، اجزای یک زنجیرهاند. اگر در این زنجیره تنها یک بخش ضعیف باشد، سارقان میتوانند از همان نقطه استفاده کنند.
یونسکو نیز بر ضرورت استقرار مجموعهای جامع از تدابیر عملی و تجهیزات فنی برای حفاظت از اموال فرهنگی در موزهها تأکید کرده است؛ رویکردی که امنیت را بخشی از مدیریت روزمره مجموعه میداند، نه اقدامی که فقط پس از یک سرقت جدی میشود.
شبکههای فراملی و بازار آنلاین
سرقت از آثار فرهنگی اغلب فراتر از مرزهای یک کشور عمل میکند. یک اثر ممکن است در یک کشور دزدیده شود، از مرز دیگری عبور کند، در انبار یا مجموعهای خصوصی پنهان شود و سالها بعد در بازار دیگری ظاهر شود. این پیچیدگی، پیگیری قضایی و بازگرداندن آثار را دشوارتر میکند.
اینترپل قاچاق اموال فرهنگی را فعالیتی کمخطر و پُرسود برای مجرمان توصیف میکند که با جرایم سازمانیافته پیوند دارد. به گفته این نهاد، بازار سیاه آثار تاریخی و هنری از سرقت تابلو و اشیای موزهای تا فروش غیرقانونی آثار باستانی را در بر میگیرد.
رشد بازارهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی نیز ابعاد تازهای به این مسئله داده است. یوروپل هشدار میدهد که شبکههای مجرمانه از فرصتهای بازار جهانی، پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی برای عرضه یا انتقال آثار مشکوک استفاده میکنند. هرچند آثار شاخص موزهای معمولاً بهآسانی در معرض فروش عمومی قرار نمیگیرند، اما فضای آنلاین میتواند برای یافتن خریدار، ایجاد ارتباط میان واسطهها یا پنهانسازی مسیر انتقال کالا نقش داشته باشد.
برای مقابله با این روند، همکاری میان پلیس، گمرک، موزهها، حراجیها، مجموعهداران و پلتفرمهای فروش ضروری است. اینترپل با ثبت اطلاعات آثار سرقتشده در پایگاه «آثار هنری مسروقه» و تبادل داده میان کشورها تلاش میکند شانس شناسایی و بازگرداندن آثار را افزایش دهد.
پاسخ چیست؟
افزایش سرقت از موزهها را نمیتوان تنها با افزودن چند دوربین یا افزایش شمار نگهبانان حل کرد. مسئله، ترکیبی از فشارهای اقتصادی، ارزش بالای اشیای قابلحمل، محدودیتهای ساختمانهای تاریخی، گسترش شبکههای قاچاق و تغییر روشهای مجرمان است.
راهحل مؤثر نیازمند چند اقدام همزمان است:
- ثبت دقیق، تصویربرداری و بهروزرسانی اطلاعات همه آثار، بهویژه اشیای کوچک و باارزش
- تقویت امنیت فیزیکی، از شیشههای مقاوم و قفلهای چندلایه تا سامانههای هشدار یکپارچه
- آموزش کارکنان برای تشخیص رفتارهای مشکوک و واکنش سریع در شرایط بحران
- ارزیابی دورهای نقاط آسیبپذیر ساختمان، بهخصوص در موزههای مستقر در بناهای تاریخی
- همکاری نزدیکتر میان موزهها، پلیس، گمرک، اینترپل و بازار رسمی هنر
- بررسی دقیق منشأ آثار پیش از خرید، نمایش یا حراج آنها
اینترپل همچنین از ابزارهایی مانند پایگاه داده آثار مسروقه و اپلیکیشن ID-Art برای ثبت، جستوجو و گزارش اموال فرهنگی استفاده میکند؛ ابزاری که میتواند به موزهها، مجموعهداران و نهادهای مجری قانون در تشخیص آثار مشکوک کمک کند.
در نهایت، سرقت از موزه فقط یک خسارت مالی نیست. با ربوده شدن یک اثر، بخشی از حافظه جمعی، تاریخ محلی و امکان دسترسی عمومی به فرهنگ از بین میرود. حفاظت از موزهها، حفاظت از اشیای پشت ویترین نیست؛ حفاظت از حق جامعه برای دیدن، شناختن و به یاد آوردن گذشته است.
