تهران؛ جایی که دیگر خانه‌ای برای همه نیست

تهران؛ جایی که دیگر خانه‌ای برای همه نیست

افزایش اجاره‌بها و فروپاشی قدرت خرید، تهران را از شهری که همه برای کار و زندگی به آن می‌آمدند، به جایی تبدیل کرده که حتی صاحب‌خانه‌ها هم گاهی برای ادامه زندگی ناچارند بخشی از خانه‌شان را اجاره دهند. در این شهر، مستاجری دیگر فقط یک وضعیت قراردادی نیست؛ به سه چهره تازه تبدیل شده است: کوچ به حاشیه، هم‌خانه شدن با غریبه‌ها و «اجاره تو در تو».

وقتی حقوق به اجاره نمی‌رسد

خانواده عزیزی از جمله خانواده‌هایی است که امسال از مرکز تهران به گرمدره، در حاشیه شهر، اسباب‌کشی کرده‌اند. آن‌ها از طبقه متوسط‌اند، اما این برچسب دیگر توان حفظ آن‌ها را در جغرافیای مرکزی تهران ندارد. سرپرست خانواده می‌گوید با حقوق ۴۰ میلیون تومان و اجاره ۳۰ میلیون تومانی، تنها ۱۰ میلیون تومان برای همه هزینه‌های دیگر زندگی باقی می‌ماند؛ عددی که عملاً «رسیدن به سر برج» را غیرممکن می‌کند.

این روند فقط مال یک خانواده نیست. کارشناسان مسکن می‌گویند طبقه متوسط به‌شدت تضعیف شده و به‌ویژه جوانان و کسانی که هنوز سرمایه اولیه‌ای برای مسکن ندارند، کمتر می‌توانند در تهران بمانند. هزینه مسکن بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد سبد هزینه خانوار تهرانی را تشکیل می‌دهد و همین نسبت، اجاره را به عامل اصلی مهاجرت به حاشیه شهر تبدیل کرده است.

هم‌خانه با غریبه، نه از سر انتخاب

چهره دوم مستاجری در تهران، خانه‌های اشتراکی است. جوانانی که برای کار یا تحصیل به پایتخت آمده‌اند، اغلب توان تهیه ودیعه یک واحد مستقل را ندارند. پوریا، ۲۹ ساله، دو سال است در خانه فرد دیگری به‌صورت اشتراکی زندگی می‌کند؛ پول پیش متعلق به صاحب خانه است و او فقط اجاره می‌پردازد، چون نمی‌تواند حدود ۵۰۰ میلیون تومان ودیعه کنار بگذارد.

اما این پدیده تنها داستان جوانان بی‌پول نیست. در برخی آگهی‌ها، مالکان آپارتمان‌های ۴۰ و ۵۰ متری از مستاجر می‌خواهند با آن‌ها در یک خانه زندگی کند؛ گاهی با شرط نداشتن حیوان خانگی، کم بودن رفت‌وآمد یا حتی توانایی آشپزی. یک مالک در میدان منیریه برای یک واحد ۶۵ متری، ۱۰۰ میلیون تومان ودیعه و ماهانه پنج میلیون تومان اجاره خواسته است.

بعضی کارشناسان خانه اشتراکی را نوعی سبک زندگی می‌دانند که در کشورهای توسعه‌یافته هم دیده می‌شود. اما بسیاری از مستاجران آن را نه انتخابی مدرن، بلکه راهی برای فرار از ودیعه سنگین و اجاره‌بهای غیرقابل‌تحمل می‌دانند.

صاحب‌خانه‌ای که مستاجر می‌شود

چهره سوم، عجیب‌تر از دو حالت پیشین است: «اجاره تو در تو». در این الگو، فردی در حاشیه تهران یا شهری پیرامونی صاحب خانه است. اما چون مدرسه فرزند، محل کار یا امکانات ضروری زندگی‌اش در تهران است، خانه خود را اجاره می‌دهد و در پایتخت مستاجر می‌شود. بخشی از اجاره‌ای که دریافت می‌کند، دوباره صرف کرایه خانه‌ای در تهران می‌شود.

سیمین یکی از همین افراد است. او خانه‌ای در حاشیه تهران دارد، اما به دلیل مدرسه دخترش و محل کار خود و همسرش ناچار شده در تهران اجاره‌نشین شود. او می‌گوید رفت‌وآمد روزانه علاوه بر هزینه، بخش قابل‌توجهی از انرژی خانواده را می‌بلعد.

این وضعیت نشان می‌دهد مشکل فقط «نداشتن خانه» نیست؛ مشکل، ناهماهنگی میان محل مسکن ارزان‌تر و محل کار، آموزش و خدمات شهری است. کسی که خانه دارد، اما نمی‌تواند در کنار خانه‌اش زندگی کند، عملاً در چرخه‌ای از اجاره دادن و اجاره گرفتن گرفتار می‌شود.

صاحب‌خانه‌های فقیر منطقه یک

پدیده «صاحب‌خانه فقیر» شاید در نگاه اول تناقض‌آمیز به نظر برسد، اما در تهران واقعیت شده است. برخی ساکنان مناطق گران‌قیمت، حتی منطقه یک، خانه‌هایی چند میلیاردی دارند، اما درآمد ماهانه‌شان برای هزینه‌های درمان، نگهداری ملک و زندگی روزمره کافی نیست. به‌ویژه سالمندان با هزینه‌های بالای درمان ممکن است با وجود مالکیت، در فشار اقتصادی شدید باشند.

برخی مالکان نیز خانه‌های کوچک را با وام خریده‌اند و برای پرداخت اقساط، ناچارند بخشی از منزل خود را به مستاجر بدهند. در این حالت، مرز میان صاحب‌خانه و مستاجر کم‌رنگ می‌شود؛ هر دو در یک آپارتمان زندگی می‌کنند و هر دو از فشار اقتصادی رنج می‌برند.

آمارهایی که فقر مسکن را نشان می‌دهند

حدود ۵۱ درصد مردم استان تهران مستاجرند؛ بالاترین نسبت در کشور. در عین حال، اجاره ماهانه آپارتمان‌ها دست‌کم بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان برآورد شده، در حالی که حداقل حقوق کارگران ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است؛ یعنی اجاره می‌تواند بخش بزرگی از درآمد یک کارگر را ببلعد.

بر پایه برآوردهای رسمی، نرخ فقر خانوارهای مستاجر در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۷ درصد بوده، اما وقتی فقر ناشی از هزینه مسکن هم محاسبه شود، این رقم به ۴۰ درصد می‌رسد. همچنین ۸۹ درصد خانوارهای مستاجرِ درگیر فقر در پنج دهک اول درآمدی قرار دارند و بیشترین تعداد آن‌ها در استان تهران زندگی می‌کنند.

تهران فقط برای ثروتمندان؟

اگر این روند ادامه یابد، تهران ممکن است به شهری تبدیل شود که تنها اقشار پردرآمد در آن ساکن‌اند و بقیه فقط برای کار به آن رفت‌وآمد کنند. چنین آینده‌ای هنوز قطعی نیست، اما اگر تهران فقط برای افراد دارای اقتصاد قوی قابل سکونت شود، اتفاقی نگران‌کننده خواهد بود.

راه‌حل فقط تعیین سقف اجاره نیست. سقف ۲۵ درصدی برای قراردادهای تمدیدی اعلام شده، اما آمارهای غیررسمی از افزایش ۷۰ تا ۱۰۰ درصدی اجاره در برخی مناطق خبر می‌دهند. در کنار اجرای قانون، باید عرضه مسکن اجاره‌ای افزایش یابد، خانه‌های خالی وارد بازار شوند و شهرهای دیگر نیز از نظر اشتغال، آموزش و درمان توان نگه‌داشتن جمعیت را پیدا کنند.

تهران هنوز شهری نیست که فقط ثروتمندان بتوانند در آن زندگی کنند، اما مسیر به سمت آن کوتاه‌تر شده است. وقتی مستاجر به حاشیه می‌رود، جوان در خانه اشتراکی زندگی می‌کند و صاحب‌خانه برای پرداخت هزینه‌ها هم‌خانه می‌گیرد، معنای «خانه» دیگر فقط چهار دیوار نیست؛ به یک امتیاز کمیاب تبدیل شده که نه همه توان خریدش را دارند و نه همه توان ماندن در آن.

منبع

💬0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *