ناتالی جانستون چند سال پیش در حال گشت و گذار در فیسبوک بود که به گروهی به نام «تک فرزند و مردد» برخورد. دیدن این گروه به او احساس آرامش داد.
او میگوید: «خوب بود که کسی بالاخره برایش اسمی گذاشته بود.»
او و همسرش دختری پنج ساله به نام جونی دارند اما میدانستند که احتمالا فرزند دومی نخواهند داشت. نه به این دلیل که نمیتوانند و نه حتی کاملا از روی انتخاب. ناتالی بهسختی میتواند تصور کند که وقت و پول کافی برای داشتن یک فرزند دیگر داشته باشد.
او میگوید: «میدانی که عاشق آن بچه میشوی، همه میگویند، اما همیشه یک نگرانی کوچکی هست. با خودت فکر کنی اگر باعث شوم دختر اولم نتواند کاری را که دوست دارد انجام بدهد چون باید پول را بین دو نفر تقسیم کنم، چه میشود؟»
او اضافه میکند: «آیا اشکالی دارد که بگویی فقط به این دلیل یک فرزند داری که با سبک زندگی مدرن پدر و مادری نمیخواند؟»
برای ناتالی ۳۵ ساله، پدر و مادری مدرن یعنی تعطیلات خانوادگی با جونی. یعنی شبهای وسط هفته با هم حرف زدن درباره روز او در مدرسه و کمک به تکالیفش. اما با شغلهای پرفشار و نبود اعضای خانواده در آن نزدیکی که به نگهداری از کودک کمک کند. این سبک زندگی شبیه یک پازل گران قیمت برای مراقبت از کودک میشود.
اما در نهایت، تصمیمگیری درباره داشتن یا نداشتن فرزند دوم کار سختی است. او میگوید: «فکر میکنی شاید بعدا پشیمان شوی.»
نسل تکفرزندها وکاهش نرخ باروری
طبق دادههای اداره ملی آمار بریتانیا، نرخ باروری در انگلستان و ولز در سال گذشته، ۱٫۴۱ کودک به ازای هر زن بوده است. یعنی پایینترین میزان ثبتشده برای سومین سال پیاپی.
همزمان، از آغاز قرن، نسبت خانوادهها با یک فرزند وابسته افزایش یافته است. این امر شامل خانوادههایی با یک کودک، یا خانوادههایی است که فرزند بزرگتر از ۱۸ سال دارند یا خانه را ترک کردهاند.
این خانوادهها اکنون ۴۴ درصد از کل خانوادههای دارای کودک در انگلستان و ولز را تشکیل میدهند، که از ۴۲ درصد در سال ۲۰۰۰ بیشتر است. (اگرچه این رقم در اوایل دهه ۲۰۱۰ به اوج خود یعنی ۴۷ درصد رسید و سپس افت کرد، اما پس از کووید دوباره افزایش یافت.)
کاهش نرخ تولد در بریتانیا بخشی از آن چیزی است که سازمان ملل آن را «رکود جهانی باروری» مینامد. یکی از دلایل آن را نگرانیهای مالی میداند.
سازمان ملل در خلاصهای از گزارش «وضعیت جمعیت جهان» که بر اساس نظرسنجی از مردم در ۱۴ کشور تهیه شده است میگوید. مردم از «پدر یا مادر بودن روگردان نشدهاند.»
در عوض، میگوید آنها «به دلیل افزایش شدید هزینههای زندگی، نابرابری جنسیتی پایدار و عدم قطعیت ریشهدار درباره آینده، از آزادی تشکیل خانواده محروم شدهاند.»
پر کردن «شکاف باروری»
بریجیت فیلیپسن، وزیر آموزش بریتانیا، اوایل امسال گفت که دلش میخواهد «جوانان بیشتری، البته اگر خودشان بخواهند، بچهدار شوند.»
او به افزایش ساعات مراقبت از کودک با بودجه دولتی در انگلستان بهعنوان راهی اشاره کرد که دولت در تلاش است با آن «رویاهای برباد رفته» را احیا کند.
مطالعهای از کالج دانشگاهی لندن در سال گذشته نشان داد که دو پنجم از افراد سی و دو ساله انگلیسی میخواهند بچهدار شوند یا اگر قبلا والد شدند، بچه بیشتری داشته باشند. اما تنها یک چهارم از آنها در حال تلاش فعال برای باردار شدن هستند.
پائولا شپرد، انسانشناس در دانشگاه آکسفورد، معتقد است که والدین در غرب همچنان داشتن دو فرزند را «استاندارد» میدانند.
اما او میگوید که شکاف باروری وجود دارد و «از هر سه کودکی که آرزوی به وجود آمدنش در پدر و مادر هست… تنها دو تا متولد میشود.»
او توضیح میدهد: «بخش زیادی از این شکاف ناشی از این است که مردم تشکیل خانواده را تا جای ممکن به تاخیر میاندازند» او میگوید دلیل این کار اغلب تناقض فرصتهای آموزشی و شغلی برای زنان با نقشهای جنسیتی است.
پائولا شپرد میگوید: «باردار شدن سختتر میشود و حفظ بارداری هم سختتر.»
کاهش دانشآموز، کاهش بودجه مدارس
کاهش نرخ تولد، موجب سردرگمی سیاستگذاران حوزه آموزش در بریتانیا شده است.
تعداد دانشآموزان در انگلستان از سال ۲۰۱۹ به میزان ۱۵۰ هزار نفر کاهش یافته و طبق پیشبینی موسسه سیاستگذاری آموزش، تا پایان این دهه ۴۰۰ هزار نفر دیگر هم کاهش خواهد یافت.
مدارس به ازای هر دانشآموز بودجه دریافت میکنند، بنابراین کاهش تعداد دانشآموز به معنای کاهش کل بودجه است. کاهش بودجه هم به نوبه خود، برای مدیران مدارسی که در تامین منابع و پرداخت حقوق کارکنان مشکل دارند، مسئلهای اساسی است.
حدود یک سال پیش، در یک پست منتشرشده در تالار گفت و گوی ردیت معلمان در بریتانیا، یکی از کاربران به آنچه احتمالا یکی دیگر از پیامدهای افزایش کودکان تک فرزند برای نظام آموزشی است اشاره کرد.
این کاربر نوشت که شاهد افزایش کودکان «لوس» با «رفتارهای مطالبهگرانه بهدلیل والدگری بیش از حد» بودهاند. آنها مدعی شدند که این کودکان معمولا خواهر و برادری نداشتند یا خواهر و برادرهایشان خیلی بزرگتر از آنها بودند.
ایده اینکه کودکان بدون خواهر و برادر ممکن است خودخواه یا لوس باشند، به تحقیقات اواخر قرن نوزدهم توسط روانشناسان جی استنلی هال و ای دبلیو بوهانون بازمیگردد.
آنها در مطالعهای درباره کودکان خاص و استثنایی نوشتند: «خودخواهی یکی از بارزترین ویژگیهای کودکان تک فرزند در خانوادهها است. کودک تک از لحاظ اجتماعی کمبود دارد.»
اما مطالعات جدیدتر این تصور را رد کردهاند.
دکتر آدریان مانسیلاس، روانشناس و استاد در بخش آموزش دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در آمریکا توضیح میدهد: «مطالعات بیشماری این افسانهها را که کودکان تک فرزند ناسازگار، لوس و تنها هستند رد کردهاند.»
نسل تکفرزندها و عملکرد تحصیلی
دکتر مانسیلاس تمام دوران حرفهای خود را صرف بررسی پویایی خانواده، رشد کودکان تک فرزند، و سلامت روان در مدارس کرده است و میگوید اغلب تحقیقات «بهطور پیوسته مزایای تک فرزند بودن را، بهویژه از نظر نتایج آموزشی و تحصیلی نشان میدهند.»
او میگوید دلیل اصلی این مسئله به نظریهای به نام «رقیق شدن منابع» برمیگردد. به زبان ساده، این یعنی والدینی که تنها یک فرزند دارند «میتوانند بیشتر در آموزش فرزندشان مشارکت داشته باشند.»
دکتر مانسیلاس میگوید: «کودکانی که خواهر و برادر دارند، باید زمان، حمایت عاطفی، توجه و منابع مالی والدین را تقسیم کنند، در حالی که کودک تکفرزند چنین نیست. این تمرکز منحصر به فرد منابع معمولا مزایای تحصیلی برای تک فرزند به همراه دارد.»
او به برخی پژوهشها اشاره میکند که نشان میدهد بسیاری از کودکان تک فرزند در دوران تعطیلی مدارس در زمان همهگیری کووید-۱۹، از نظر تحصیلی بهتر عمل کردند، «چون منابع والدین بیشتر در دسترس بود.»
به گفته پژوهشگران کالج دانشگاهی لندن، «رقیق شدن منابع» یکی از سه نظریه علوم اجتماعی درباره پیامدهای تک فرزند بودن است.
دومی، «نظریه همگرایی» است که آن هم میگوید کودکان تک فرزند از نظر تحصیلی بهتر عمل میکنند، چون «محیط فکری» خانواده با افزایش تعداد فرزندان کاهش مییابد.
و سومی، «نظریه اجتماعیشدن» است که برعکس نظریات پیشین، استدلال میکند که داشتن خواهر و برادر به کودکان کمک میکند تا مهارتهایی مثل تقسیم منابع، مذاکره و حل تعارض را یاد بگیرند.
پژوهشهای موجود، به گفته دانشگاهیان کالج دانشگاهی لندن، از دو نظریه اول حمایت میکند. اما مانند دکتر مانسیلاس، آنها میگویند: «بهطور کلی از نظریه اجتماعیشدن حمایت نمیکند، چراکه یافتهها نشان میدهد تک فرزندها از نظر شخصیت، روابط والد-فرزند، دستاورد، انگیزه و سازگاری شخصی، با کودکانی که خواهر و برادر دارند (بهویژه اگر تعداد کمی باشند) قابل مقایسهاند.»
«امپراتورهای کوچک» و «سلسله نسل تکفرزندها»
اوایل امسال، سوزان نیومن، روانشناس آمریکایی، در مقالهای که همراه با کتاب جدیدش با عنوان «فقط یکی: علم نو، رازها و شادی والدین یک فرزند بودن» منتشر کرد، به بررسی آنچه «سلسله نسل تکفرزندها» نامیده میشود پرداخت. یعنی خانوادههایی که والدین آنها خودشان تک فرزند هستند و تنها یک فرزند دارند.
او نوشت: «یکی از یافتههای شگفتانگیز تحقیقات جدیدم برای کتاب این بود که بزرگسالان تک فرزند، بهطور فزایندهای تصمیم میگیرند خودشان هم فقط یک فرزند داشته باشند.»
«سلسله نسل تک فرزندها حاصل، روند را برجسته میکند. منتظر دیدن بیشتر آنها باشید، بدون آن امپراتورهای کوچک لوس و خودخواهی که سالها دربارهشان شنیدیم. با وجودی که شواهدی برای چنین کلیشههای اشتباهی وجود ندارد.»
اصطلاح «امپراتور کوچک» بهعنوان لقبی برای کودکانی که تحت سیاست نسل تک فرزندی چین متولد شدند، رایج شده بود. ایدهای که برخی معتقد بودند باعث ظهور نسلی از «کودکان تنهایی که مورد توجه بیش از حد قرار گرفته و با همراهی دستهای از والدین و بزرگترها به نمایش گذاشته میشوند، شده است.»
با این حال، اگرچه این سیاست پس از پایانش در سال ۲۰۱۵ تاثیرات پایداری داشت، مثل جمعیت سالمند و عدم تعادل جنسیتی بهدلیل ترجیح سنتی به فرزند پسر اما پژوهشها نشان دادهاند که «اثر امپراتور کوچک» بخشی از پیامد آن نبوده است.
مطالعهای روی دانشآموزان چینی که توسط پژوهشگران آمریکایی در دو دانشگاه تگزاس انجام شد، نشان داد «تاثیرات تک فرزندی بر شخصیت کودکان بسیار کم است.»
...