از بدو تشکیل جمهوری اسلامی، اعدام های فرمایشی جزو اصول لاینفک رژیم بوده و همواره از آن بعنوان ابزاری برای اعمال قدرت و تثبیت حکمرانی خود استفاده کرده است. در برهه های حساس که مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود در کشور موجبات اعتراضات و نارضایتی مردم را فراهم آورده، رژیم برای کنترل ناهنجاریهای اجتماعی به سازو کارهای قهری و در راس آن به اعدام معترضان متوسل شده است. بعبارت دیگر در جمهوری اسلامی اعدام ابزای برای باز تولید یک سیستسم اقتدارگرا و نابرابر بوده است.
رسیدگی خارج از روال عادی به پرونده های امنیتی
گزارشهای رسانه ای نشان می دهد که همزمان با ادامه تنش و درگیری نظامی بین ایران و آمریکا روند اجرای احکام اعدام های سیاسی و به اصطلاح امنیتی وارد مرحله ای تازه شده است. در این دوره، رژیم تزلزل سیاسی را تا رگهای خود حس کرده. و برای کنترل اوضاع آشفته جامعه، بطور شتاب زده بر روی اعدام های افرادی با اتهامات سیاسی و امنیتی تمرکز کرده است.
محسن اژه ای رئیس قوه قضائیه با ادعاهای بی پایه بر قانونی بودن اعدام تاکید کرده و در اظهارات اخیر خود دستور داده که دادگاهها باید پرونده سیاسی و امنیتی را «خارج از روال عادی» رسیدگی کرده و آرایش جنگی داشته باشند.. وی بدون ارایه هیچ دلیلی معترضان را «عناصر پیاده نظام دشمن» خوانده است.
بر اساس گزارش رسانه های در بازه زمانی اخیر دستگیری های گسترده ای صورت گرفته است. فقط در دوره آتش بس اخیر حدود۸۰۰ نفر به ارقام دستگیری ها اضافه شده و ۹ نفر نیز زیر تیغ اعدام رفته اند. در عین حال با احکام فرمایشی و اجرای دستور قوه قضائیه نگرانی در باره افزایش قریب الوقوع در جامعه افزایش یافته است.
یک نسخه کلی برای همه اعدام ها
رژیم برای اعدام معترضان و مخالفان خود یک نسخه کلی دارد که همه اتهامات واهی را شامل میشود. نسخه ای به اصطلاح « افساد فی الرض»، « تبانی و اجتماع»، » خائن وجاسوس» که کاربرد بسیار وسیع داشته و دست دادگاه را برای اعدام باز می گذارد. در مراحل اجرای این اعدام ها هیچ حقوق انسانی رعایت نمی شود. حتی رژیم قانونی را که خود وضع کرده و متعهد به اجرای آنست نقض می کند. بیشتر این اعدام ها بدون دادرسی کامل، بدون ابلاغ مفاد حکم به و کلای مدافع و حتی خود متهم صورت می گیرد. رژیم حتی اساسی ترین حق محکوم، یعنی اعاده دادرسی و توقف .حکم را از محکوم می گیرد. اینجاست که «آرایش جنگی» محسن اژه ای تظاهر پیدا می کند
سخن آخر
بسیار روشن است که این اعدام ها، دستگیریهای گسترده و اعمال روشهای قهری برای سرکوب مخالفان و معترضان صورت می گیرد. سردمداران رژیم فکر می کنند که با اعمال زور می توانند اوضاع حاکم بر جامعه را کنترل بکنند. غافل از آنکه این روشها ملت ایران به سوی یک اتحاد و جبهه ای متحد سوق می دهد. هر ایرانی از روی خونهای به ناحق ریخته شده، نفسهای پشت میله های زندان، رنج و درد مشترک و حقوق ضایع شده بروی چوبه های دار بهم پیوند خورده ویک صدا برای عدالت فریاد می زنند.
