در دهههای گذشته، سیاستهای جمهوری اسلامی بر پایه دخالتهای منطقهای، حمایت از نیروهای نیابتی، ایجاد بیثباتی و تقویت جریانهای مسلح در منطقه شکل گرفته است. تداوم این رویکرد در نهایت زمینهساز تنشهای جدی و درگیری نظامی با ایالات متحده شد. در جریان این درگیریها، حکومت با خساراتی فراتر از انتظار مواجه شد؛ تا جایی که برای رهایی از فشارهای فزاینده، اقداماتی چون تهدید به بستن تنگه هرمز و گروگان گرفتن اقتصاد جهانی را در پیش گرفت.
در چنین شرایطی، مذاکراتی در اسلامآباد با میانجیگری پاکستان آغاز شد. مذاکرات و آتش بس حاصل از آن یک فرصت طلایی برای ایران بود تا خود را با موازین جامعه بین المللی همراه کند.
آتشبس و چالشهای داخلی
دور اول مذاکرات با نتایج قابل لمسی پایان یافت. بر اساس توافق حاصل شده جمهوری اسلامی با آتش بس دو هفته ای و بازگشایی تنگه هرمز موافقت کرد. در پی آن عراقچی وزیر امور خارجه ایران از بازگشایی تنگه خبر داد. ولی گروههای تندروی آخرالزمانی سپاه پاسداران به سرکردگی احمد وحیدی و ذوالقدر از این تصمیم خشنود نبودند. طرفداران آنها برای اعلام نارضایتی پرچمهای آمریکا و اسرائیل را در خیابانها به آتش کشیدند. در عین حال گروهی از سپاهیان و نیروهای بسیجی بطور سازماندهی شده شبانه به سوی وزارت خارجه راهپیمایی کرده ومخالفت خود را با این تصمیم نشان دادند. سردبیر روزنامه کیهان که بلندگوی تندروها محسوب می شود در یاداشتی آتش بس را یک « هدیه چند جانبه به دشمن» خواند.
فراموش نشود که مذاکره کنندگان طرف ایرانی به رهبری قالیباف متشکل از نیروهای سپاهی بودند. این گروه اعتقاد بر این دارند از آنجا که درشرایط موجود تاب آوری رژیم به نقطه بسیار شکننده نزدیک شده. برای بقای رژیم بجای تسلیم کامل باید مذاکره را انتخاب کرد و حتی حاضر به دادن تعویض سیاسی هم بود. ولی از آنجا که بخاطر خلاء بوجود آمده در قدرت، یک رهبری انسجام یافته و واحد از طرف جمهوری اسلامی دیده نمیشود. هرکس ساز خود را می نوازد و میخواهد نظر خود را به کرسی بنشاند.
به همین خاطر بازگشایی تنگه هرمز درست بعد از ۲۴ ساعت بازگشایی دو باره با فشار سیاسی ایجاد شده از سوی فرماندهان تندروی سپاه که سلاح و امکانات اقتصادی گسترده ای در اختیار دارند لغو شد. بدینگونه تصمیم شورای عالی امنیت ملی که عالیترین نهاد تصمیم گیری کشور بوده و زیر نظر رهبر و ریاست آن به عهده رئیس جمهوری است از طرف گروه وحیدی به هیچ انگاشته شد. گروهی که اعتنایی به واقعیت موجود نداشته و برای حفظ اریکه قدرت همچنان بر پیروزی خیالی خود اصرار دارند.
سپاه در پی حفظ امپراطوری خود
دور دوم مذاکرات اسلام آباد که قرار بود در ۲۰ آوریل برگزار شود. در پی دخالتهای سپاه در امور سیاسی و تصمیم گیری، هیئت ایرانی از رفتن خودارری و امور سیاسی ایران را در هاله ای از ابهام گذاشت. در عین حال سپاه پاسداران بمناسبت چهل وهشتمین سال خود در بیانیه ای جنگ را بر دیپلماسی ترجیح داد. البته در پشت این سیاست ترجیح نه منافع مردم ایران بلکه ۴۸ سال غارت ثروتهای مردم ایران و ادامه چپاول و قلدری در منطقه خوابیده است. چرا که انتخاب دیپلماسی می تواند راه ایران را به اقتصاد جهانی و رعایت الزامات بین المللی باز کند و این امر در تضاد با منافع سپاه می باشد.
سپاه پاسداران حاضراست برای بقای رژیم و حفظ امپراطوری خود ایران وایرانی را فدا کند. ادامه این شرایط می تواند دوباره آتش جنگ را در منطقه شعله ور کند. کشور ایران توان و تحمل جنگ دیگری را ندارد. زیرا بسیار محتمل است در صورت درگیری زیرساخت های کشور مورد هدف قرار خواهد گرفت. این کار بجز ویرانی چیز دیگری برای کشور به ارمغان نخواهد آورد. آتش بس میتواند نقطه آغازی برای کاهش تنشها و حرکت بهسوی عقلانیت، ثبات و مشارکت گستردهتر در تصمیمگیریها باشد؛ فرصتی که هنوز هم میتواند تعیینکننده آینده کشور باشد.
