در حال حاضر سیستیم بانکی ایران یکی از شدیدترین بحرانهای تاریخ خود را تجربه می کند. کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی از این مرحله بعنوان ورشکستگی نظام بانکی و در نهایت ورشکستگی اقتصادی یاد می کنند. بطوری که تورم افسارکسیخته، بدهی های نجومی غیر قابل وصول، چاب بی رویه اسکناس توسط بانک مرکزی، رشد نقدینگی غیر قابل کنترل در بازار و عدم اعتماد عمومی به سیستم، بیشتر بانکهای کشور را در لبه پرتگاه ورشکستگی و انحلال قرار داده است.
انحلال بانک آینده با سرمایه پنج میلیار دلاری در سال گذشته و انتقال دارای های آن به بانک ملت فقط یک اتفاق ساده بانکی نبود. بلکه آغاز بحرانی عمیق در سیستیم بانکی بود که سالها با دخالت های غیر معمول سران نظام روی آن سرپوش گذاشته شده بود. اکنون گزارشها نشانگر آنست که بانکهای دیگری مانند بانک سرمایه، بانک سپه، بانک ایران زمین و موسسه ملل و حتی بانک ملی در آستانه ورشکستگی و یا منتظر ادغام اجباری توسط بانک مرکزی هستند.
تاثیر بحران بروی مردم و بازار
مردم عادی و کسب کارهای کوچک بیشترین آسیب را از این بحران میبرند. چرا که آینده ای مطمئن برای ترسیم و هدایت سرمایه های خود در کشور نمی بینند. هر روز دارایی و پس اندازهای آنها که یک عمر برایش زحمت کشیده اند بخاطر تورم و سقوط ارزش پولی کوچک و کوچکتر میشود. علاوه بر این بسیاری از سپرده گذاران قادر نیستند سرمایه و پس انداز خود را براحتی از سیستیم خارج کنند. دولت محدودیت های سختگیرانه ای برای برداشت های موجودی از بانک ها وضع کرده است.
از طرف دیگر کمبود اسکناس در شعبه ای بانکی حتی در سقف های کوچک به مشکل روزمره تبدیل شده است. بطوریکه مردم برای گرفتن مطالبات خود از بانک ها مجبورند ساعت ها پشت صف های طولانی بایستند. چرا که مردم دیگر اعتمادی به سیستم ندارند. بطور طبیعی بدنبال برداشت های احتیاطی هستند. تا بنوعی با تبدیل دارایهای خود به دلار و دیگر ابزارهای ازرشمند بتوانند سرمایه های خود را حفظ بکنند.
ریشه های بحران
ریشه این بحران در مدیریریت ناکارامد، چاپ بی رویه پول توسط بانک مرکزی برای تامین مایحتاج بانک ها و کسری بودجه دولت از طریق بانک مرکزی بر می گردد. از طرف دیگر سیستم بانکی ایران بخاطر فعالیتهای توسعه طلبانه و مداخله گرانه سپاه در امور کشورهای دیگر مورد تحیریم های بین المللی قرار گرفته و ایران را در انزوای مالی قرار داده است.
ریشه دیگر بحران نقش کلیدی و ویرانگر سپاه در این فروپاشی می باشد. سپاه پاسداران بعنوان امپراطور غیر قابل کنترل با در دست گرفتن سرمایه های بزرگی مانند بانک ها (بانک های سپه، انصار،قوامین، حکمت ایرانیان، مهر اقتصاد و موسسه اعتباری کوثر)، شرکت های پیمانکاری، در آمد ای نفتی و پروژه ای عمرانی منابع را به سمت فعالیت های غیر مولد و نظامی سوق داده است. بطوریکه بسیاری از بدهکاران بانکی و مطالبات معوقه مربوط به نهادها و شرکت های وابسته به سپاه هستند. شرکت های سپاه بخاطر قدرت نهادینه شده و دست بالای که در سیستم دارند. این شزکت ها وامهای کلانی را از بانک ها دربافت ولی از باز پرداخت آن خوداری کرده اند.
بانک سپه به عنوان بازوی مالی سپاه یکی از بانکهای است که در آستانه ورشکستگی است. سپاه از این بانک برای دور زدن تحریم ها و حمایت از گروههای وابسته به آن استفاده می کند. الان هم بخاطر فساد مالی گسترده و سازمان یافته قادر به پرداخت حقوق نیروهای خود نبوده ویا در مضیقه شدید قرار گرفته است.
نتیجه
تحلیل گران اقتصادی امور مالی بر این بر این باورند که ورشکستگی گریبان بیشتر بانکهای ایران حتی بزرگترین بانک ایران یعنی بانک ملی را هم گرفته است. بانکهای هم دارای تراز مثبت هستند بیشتر به فعالیتهای تجاری غیر معمول و خارج از امور بانکداری مشغولند. و اگر این روند ادامه بیابد دولت قادر به پرداخت حقوق کارمندان و بازنشستگان نخواهدشد. ملت ابران با پیشینه تاریخی و وجود منابع غنی مستحق چنین برخوردی نیست. ضروری است که نهاد نظامی دست خود را از تاراج ثروتهای ملی بکشند تا یک فضای آزاد برای رشد اقتصادی ورقابت پذیری بوجود بیایید . تا بدینوسیله منابع کشور نه بر اساس تعهد به نظام بلکه بر اساس لیاقت و نرم های رایج علم اقتصاد اداره شود.
