جمهوری اسلامی در مواجهه با حضور مردم در خیابانها دوگانگی عجیبی نشان میدهد. از یک سو ادعای حکومت مردمی داشته و تاکید بر مشارکت مردم دارد. از سوی دیگر با هرگونه تجمع اعتراضی به شدت برخورد میکند. این رویکرد دوگانه نشاندهنده تضاد عمیق بین سیاست و عملکرد حکومت بوده و در عین حال شکافی بزرگ بین حکومت و مردم ایجاد می کند. بعبارت دیگر این امر به نوعی چشم پوشی از خواستههای واقعی مردم و تلاش برای حفظ قدرت است. جمهوری اسلامی با سرکوب مخالفان و عدم توجه به مطالبات آنها، منابع مالی کشور از جمله نفت را برای تامین منافع حکومتی خود، توسعه طلبی های منطقهای و حمایت از گروههای نیابتی استفاده میکند. این رویکرد به تضعیف بنیانهای اقتصادی و اجتماعی کشور منجر شده. و بدین وسیله اولویتهای سیاسی و امنیتی بر منافع ملی مردم ایران فائق آمده است.
نمونههای تاریخی
در کارنامه جمهوری اسلامی ، نمونههای متعددی از سرکوب اعتراضات مردمی وجود دارد. از جمله جنبش سبز در سال ۸۸، اعتراضات دی ۹۶، آبان ۹۸، و خیزش ۱۴۰۱ و در نهایت جنبش سال ۱۴۰۴۰ که ده ها هزار ایرانی معترض در خیابانها به دست مأمورین جمهوری اسلامی کشته شدند. در همه این موارد، حکومت در مقابل مردم بوده و نیروهای حکومتی با استفاده از ابزارهای سرکوب سعی در خاموش کردن صدای معترضان داشته اند. این سیاست دوگانه جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته باعث تضعیف اعتماد مردم نسبت به حکومت و افزایش نارضایتی و خشم عمومی در بین مردم شده است.
اولویت بندی اشتباه
اولویت دادن به مسائل منطقهای و حمایت از گروههای نیابتی، همراه با توسعه برنامههای موشکی و هستهای، نه تنها به بهبود شرایط داخلی کمک نمی کند. بلکه باعث افزایش فشارهای بینالمللی و تشدید تحریمها شده است. این در حالی است که مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم همچنان به قوت خود باقی مانده. و روز به روز بر شدت آنها افزوده می شود. عدم توجه جدی به این مشکلات و اصرار بر ادامه سیاستهای شکست خورده، موجی از اعتراضات داخلی را بهوجود آورده و آینده ایران را در هالهای از ابهام قرار داده است.
فرصت تغییر!
با توجه به تجربیات گذشته و وضعیت کنونی، مشخص است که جمهوری اسلامی از فرصتهای متعدد موجود برای تغییر رویکرد خود هیچ استفاده ای نکرده است. این حکومت نه تنها به حل مشکلات داخلی اولویت نداده. بلکه با ادامه دخالت در مسائل منطقهای، حمایت از گروههای نیابتی، و پیگیری برنامههای موشکی و هستهای خصمانه، به انزوای بیشتر ایران در سطح بینالمللی دامن زده است.
اکنون تمامی فرصتها برای اصلاح از دست رفتهاند.
در نهایت، جمهوری اسلامی در تقابل بامردم، نه تنها اعتماد مردم را از دست داده. بلکه با سرکوب معترضان و اولویت دادن به مسائل گروه های منطقهای وابسته به خود، مشکلات داخلی را تشدید کرده است. این رویکرد باعث افزایش نارضایتیها و فشارهای بینالمللی شده است. ادامه این سیاست، حکومت را با چالشهای جدیتری مواجه خواهد کرد. چنین بنظر میرسد در نتیجه اجرای این سیاست غیر معقول، با گذشت زمان شکاف بین حکومت و مردم بیش از پیش عمیقتر شده. و باعث ناپایداری و بحرانهای گستردهتر در سطح جامعه خواهد شد.
