فرماندهان ارشد سپاه پاسداران با اجرای یک کودتای خاموش، رئیسجمهور را به حاشیه رانده و ایران را به یک حکومت نظامی تمامعیار تبدیل کردهاند. نتیجه این خیانت، بحران اقتصادی شدید، قطع اینترنت، اعدام معترضان و انزوای کامل کشور است.البته این کودتای خاموش ستونهای دارد که بوضوح در سطح جامعه قابل مشاهده است
سلطه پنهان سپاه و حاشیهنشینی رئیسجمهور
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهتدریج و بدون اعلام رسمی، کنترل کامل قدرت را در دست گرفته است. این وضعیت را می توان نوعی کودتای خاموش یا حکومت جونتا نامید. حذف قدرت رئیسجمهور از معادلات سیاسی، یکی از ستون های مهم این کودتا محسوب میشود. فرماندهان ارشد سپاه، رئیسجمهور مسعود پزشکیان را عملاً به حاشیه رانده و تصمیمگیریهای کلیدی کشور را به خود اختصاص دادهاند.
این جابهجایی قدرت، منافع ملی ایران و ایرانیان را فدای بقای رژیم و حفظ موقعیت امپراطوری سپاه کرده است.این کودتای پنهان، که ریشه در ساختار نظام و تحولات پس از درگیریهای اخیر منطقهای دارد، ایران را به سمت یک دولت نظامی تمامعیار سوق داده است. فرماندهان سپاه با تشکیل کمیتههای موازی و تصمیمگیریهای پشتپرده، هرگونه تلاش برای تعادل قوا را خنثی کردهاند. نتیجه این خیانت، تبدیل ایران به یک سرزمین سوخته است؛ اقتصادی ویران، جامعه و آیندهای که تنها برای بقای یک گروه حاکم فدا شده است. فرماندهان سپاه به مصالحه علاقهای ندارند، زیرا بقای آنها در ادامه تنش و انزوا نهفته است. نتیجه این رویکرد، تشدید تحریمها، انزوای بیشتر ایران و افزایش رنج روزافزون مردم است.
قدرت نمایی با ایجاد ایست های بازرسی
حکومت نظامی به وضعیتی اطلاق میشود که نیروهای نطامی با توافق و یا بدون توافق اداره امور کشور را به دست گرفته و قوانین کنترلی وضع می کنند. استقرار ایست های بازرسی در سطح شهرها و خیابانها به بهانه کنترل یکی دیگر از ابزارهای کودتای خاموش می باشد. سپاه با مسلح کردن نیروهای بسیج و اعضای خود در هر گوشه ای از شهر با ایجاد ایست های بازرس در پی ایجاد ترس و رعب در میان مردم هستند تا هرگونه اعتراضی را در نطفه خفه کنند. در این امر کار را بجایی رسانده که به نیروهای خود بسنده نکرده و نیروهای نیابتی خود را نیز برای کمک به سرکوب مردم به کشور فراخوانده است. این نیروها به بهانه های واهی بسیاری از رهگذادان و ماشین های شخصی را مورد بازرسی قرار داده و هشدارهای لازم را به آنها می دهند.
این وضعتت در حالی صورت می گیرد که بحران شدید اقتصادی شدید آتش به جان مردم ایران انداخته است. تورم ماهانه خارج از کنترل بوده و نشانههایی از رسیدن به تورم سهرقمی در سطح کشور دیده می شود. از طرف دیگر قیمت کالاهای اساسی مانند نان، گوشت، روغن و دارو به شدت افزایش یافته و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته است. ارزش ریال به طور مداوم سقوط کرده، بیکاری گسترده شده و بسیاری از خانوادهها زیر خط فقر شدید قرار گرفتهاند. این سیاستها نه تنها بهبود اقتصادی را غیرممکن کرده، بلکه آتش اعتراضات مردمی را هر روز شعلهورتر میسازد.
قطع اینترنت؛ ستون دیگر کودتا برای سرکوب
ستون دیگر کودتای خاموش، قطع و اختلال گسترده در اینترنت است. هرگاه اعتراضات اقتصادی یا سیاسی بالا میگیرد، مقامات جمهوری اسلامی به قطع اینترنت متوسل می شوند. با قطع سراسری یا اختلال شدید در اینترنت، ارتباط مردم با جهان خارج را مسدود میکنند.این سیاست سزکوب علاوه بر عدم دسترسی به اطلاعات و ارتباطات آزادهمه کسب و کارهای اینترنتی را متضرر و آنها را به آستانه ورشکستگی رسانده است. الان نزدیک به دو ماه است که مردم ایران در بی خبری مطلق بسر برده و به دنیای آزاد اطلاعات دسترسی ندارند. سپاه به بهانه جنگ اینترنت را در کشور قطع کرده. در حالی که بلندگوهای تبلیغاتی آنها از طریق خط های سفید به اینرنت جهانی دسترسی داشته . مشغول به پخش و ترویج سیاستهای سپاه پاسداران وتحریف واقعیت های موجود هستند. این سیاست مصداق کامل کودتا است.
اعدام معترضان
اعدام معترضان نیز یکی از ابزار اصلی ایجاد وحشت در این کودتا است. پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، موج جدیدی از اعدامها آغاز شده و دستکم دهها معترض در روزهای اخیر اعدام شدهاند. این اعدامهای عمومی و گاهی مخفیانه، با هدف ایجاد ترس گسترده در جامعه انجام میشود. سازمانهای حقوق بشری گزارش میدهند که صدها نفر همچنان در خطر اعدام قرار دارند. این سیاست بخشی از استراتژی سرکوب سیستماتیک است تا هیچ صدای مخالفی باقی نماند. در نهایت،مردم ایران با وجود سرکوب سنگین، همچنان برای آزادی، عدالت و رفاه مبارزه میکنند. اما تا زمانی که سلطه نظامی سپاه ادامه دارد، آیندهای جز یک سرزمین سوخته برای ایرانیان متصور نیست. پایان این حکومت نظامی، تنها راه نجات ایران و ایرانیان خواهد بود.
