از بحران عمیق تا آینده ای روشن برای ایران

از بحران عمیق تا آینده ای روشن برای ایران

ایران کشوری است که از فرهنگ و تاریخ و تمدن غنی برخوردار است. درعین حال تجربه های بسیار ارزشمندی در خصوص جنبشهای آزادیخوهانه از قرن نوزده وتابحال اندوخته و بحران های زیادی را پشت سرگذاشته است. این تجربه ها می تواند بار دیگر الهام بخش مردم ایران شده تا بتوانند ازیوغ دیکتاتوری موجود و بحران های منتج از آن با سر بلندی بیرون آمده و آینده ای روشن برای ایران ترسیم کنند.

وضعیت امروز ایران


اگر بگوییم که ایران یکی از بحرانی ترین و تاریکترین دوره را در تاریخ سیاسی-اجتماعی و حتی اقتصادی خود پشت سر میگذراند به طفره نرفته ایم. ازمنظر سیاسی، قدرت استبدادی جو خفگان را بر جامعه حاکم کرده و میخواهد صدای آزادیخواهانه اکثریت مردم ایران در نطفه خفه کند. از نظر اجتماعی نابرابری همه گوشه کنار کشور را فرا گرفته. هر روز نیز با رشد فزاینده ای مثل غده سرطانی گریبانگیر خانواده های ایرانی میباشد.

از لحاظ اقتصادی، کل منابع کشور در جهت تامین منافع طبقه حاکم و طمع های اشتها ناپذیر آنها صرف میشود. بطوریکه دهک های پایین جامعه نان درسفره برای خوردن ندارند. طبقه متوسط نیز زیر فشارهای اقتصادی شکننده تاب نیاورده ودر حال رخت بر بستن از جامعه است. در نهایت طبقه حاکم، رژیمی است که برای ماندن در قدرت حاضر است به ایران و ایرانی خیانت کرده و همه موانع را از راه خود برطرف کند.

الزامات آینده روشن


امروزه ملت ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیم های وجدانگرا، واقع گرایانه و آینده نگر دارد. امروز اتحاد یک نیاز مبرم است. همه طبقه های جامعه باید به هم تنیده و یک صدا در برابر استبداد قد علم کرده و با گامی شجاعانه تلاش خود رابرای تاسیس ایرانی بر اساس عقلانیت و مشارکت همگانی در میان بگذارند. روزی است که باید همه منفعت های شخصی را به کنار گذاشته و وجدان را آیینه خود قرار دهند. تا ملت ایران و نسلهای آینده بتوانند در ایرانی مرفه و شایسته تاریخ و عزت ایران زندگی بکنند.

ایران برای همه ایرانیان


ایران امروز مانند یک کشتی است که بعلت پرسش های ریشه ای و حل نشده‌هایی که توسط رژیم در دهه های گذشته تا به امروز روی هم انباشته در حال غرق شدن است. وضعیتی که مخالف و موافق رژیم نمی شناسد و همه را با خود یکجا به قعر نابودی می کشاند. از اینرو حتی کسانی که به دلایل مختلف تا بحال با رژیم احساس نزدیکی کرده و امرار و معاشی دارند. باید تاملی بر اساس وجدان کرده و از خود بپرسند. چه میراثی را می خواهند برای آینده فرزندان و کشور خود باقی بگذارند؟

یکبار هم که شده به چشمان فرزندان خود نگاه دیگری بکنید و آینده را از نگاه آنها ببینید. خواسته های فرزندان ایران را بر مصلحت های تبلیغاتی رژیم ترجیح دهید. درعین حال نگاهی به سردمداران رژیم بکنند و ببینند که در شرایط بحرانی چگونه چاه همدیگر را می کنند. البته فراموش نکنند که اگر ضرورت ایجاب کند این رژیم حتی شما را نیز فدای بقای قدرت خود می کند. بنابراین دیر نشده کنار ملت خود بایستند و پاسخگوی وجدان خود باشند
چرا که برای تاسیس ایرانی بهتر نیاز به باز اندیشی عمیقی برای رسیدن به اجماع در میان مردم و نخبگان است. اتحاد و مشارکت همگانی است که می تواند به مشکلات بنیادین جامعه امروز ایران پاسخ داد

مطالب بیشتر

💬۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *